پارت_۳۶
میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂
از زبون حامی:
نصف شب بود همگی خواب بودیم که یهو با صدای دلبر از خواب بیدار شدم.
دلبر: نه. نه حامی منو تنها نذار نه اگه تو بری من خودمو می**کشم
حامی: دلبر، دلی، دلبر خانم، دلبرکم بیدار شو
دلبر: هیییییییییین(بلند شد نشست)
دلبر: حامیییی😭😭😭😭
حامی: گریه نکن خواب دیدی عزیزم
نشستم کنارش
دلبر: حامی قول دادی تنهام نذاری دیگه؟
حامی: من هیچوقت تو رو تنها نمیذارم
دلبر: قول
حامی: قول، حالا هم دستتو بده به من و بخواب❤️
دلبر: چشم، مرسی هوامو داری همه جا کنارمی تو همه حال بدیام تویی که با منی
حامی: 🥺🥺
دلبر: خیلی خوابم میاد
حامی: بخواب عزیزم بخواب
دستش گرفتم خوابش برد خودمم رفتم خوابیدم
صبح شد...
حامی:
بیدار شدم دیدم دلبر داره موهاشو میبنده.
حامی: عه سلام عش*قم تو که بیداری
دلبر: سلام اره نیم ساعتی میشه تو هم پاشو اماده شو بریم بیرون دور بزنیم
حامی: نه دور نزنیم
دلبر: وا چرا؟ 😳😳
حامی: سرمون گیج میره🤣🤣
دلبر: هه هه هه هه مسخره لوس(با خنده)
(از زبون نویسنده: خودتی بی ادب)
حامی: انگار من این حرفو دیشب تو کنسرت زدم مگه نه؟ 🤨
دلبر: نه خیرم من گفتم
حامی: باشه باشه😂
دلبر: اماده میشی یا نه؟
( از زبون نویسنده: درست حرف بزن با اقا حامی😡)
حامی: من که امادم
دلبر: موهاتو ببند
حامی: منتظرم بیایی برام ببندی...
دلبر: اومدم(با خنده) 😂
موهاشو بستم
دلبر: تموم شد
حامی: مرسی
دلبر: خواهش. بچه ها همشون خوابن؟
حامی: اره. هستی کرم بریزیم؟
دلبر: بدو بریم
ادامه در پارت بعد...
#مالک_حامی
Don't copy ❌
@haamimpashmak