eitaa logo
منـــــجـــــی🍂🪐نفور
378 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
انتخاب کنین ناشناس بگین✨🤍
چشم عزیزم شب میزارم✨🤍
گزینه ۱-> ٠ رای گزینه ۲-> ٠ رای گزینه ۳-> ٠رای گزینه ۴-> ۴ رای گزینه ۵-> ۴ رای بقیه گزینه ها هم ٠
پارت _۳۷ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ از زبون حامی: نقشه رو کشیدیم رفتیم تو اتاق پذیرایی. همه خواب بودن و شروع کردیم به عملی کردن نقشه😝 حامی: از همون اولم میدونستم که لیاقت منو نداری(با داد) دلبر: پس برو با همونی که لیاقتتو داره(داد) حامی: میرم خوبشم میرم لیاقت تو همون امیریه(داد) دلبر: لیاقت تو هم همون لیاناعه ع**و/ض"ی•ه از زبون حامی: همه ی بچه ها اومده بودن بیرون حالا وقتش بود. دلبر رو گرفتم اروم زدمش به زمین و شروع کردم کت•ک دادنش(الکی) ریاضی: چیکار میکنی ولش کن آرش: حامی تو که اینجور ادمی نبودی چی شد یهو دلوین: ول کن خواهرمو(با گریه) از زبون حامی: دلبر به زور خندشو جمع می کرد منم از خندش نزدیک بود خندم بگیره🤣که یهووووو بلههههه کاملا درست حدس نزدین دلبر نزد زیر خنده یه دفه خانی با اون هیکلش اومد و صداشو کلفت کرد و گفت خانی: کی داداش منو اذیت کردههههه (خودش از عمد صداشو کلفت کرد) یهو دلبر زد زیر خنده دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣🤣وای دلممممممممممم🤣🤣🤣🤣خدایا حالا میمیرممممم🤣🤣🤣🤣🤣 حامی: قربون خنده هات برم(تو دلش) (نویسنده: خدانکنه صالحییییییی) اریانا: چیشد چیشد؟ اینا که تا الان داشتن مث س*گ و گربه به هم میپریدن🤨 (نویسنده: حیوون خودتییییییی) حامی: عزیزم عملیات وعده صادق ۵ با موفقیت انجام شد دلوین: عزیزم؟ جانا: عملیات؟ آرین: چه خبره اینجا من قاطی کردم ریاضی: هیچی دیگه نقشه کشیده بودن ما رو زهرترک کنن😒 جانا: افرین ریاضی باهوشی ریاضی: ممنون فارسی😂 حامی: دروس تخصصی میاین بریم صبحونه بخوریم یا نه؟ دلبر: اره فقط مهرسا کو ارین: خوابه دلبر: نه دیگه نشد دیگه شما همتون اذیت شدین اونم باید اذیت شه هستی سپاسی: از دست تو😂 دلبر: رفتم کنارش شروع کردم داد زدن دلبر: مهرساااااا مهرسا مهرساااییییی (وحشت زده) مهرسا: چی شده دلبر(نگران) دلبر: فقط من و تو، توی خونه ایم به حامی زنگ زدم گفت برگشتن ایران مهرسا: چی😳 دلبر: باور نمیکنی بیا ببین مهرسا تند و تند زودتر از من دوید بیرون. به در اتاق که رسید یهو... ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
اینم هست گزینه ۱٠
پارت_۳۸ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ دلبر: که یهو بچه ها پشت در همگی با هم جیغ کشیدن و مهرسا افتاد دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣🤣وای خدایا پکیدم امروز دیگه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 مهرسا: زهر حلاحل😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡 دلبر: وای🤣🤣🤣🤣 افتاده بودم رو زمین و میخندیدم🤣 حامی: رفتم پیش دلبر دستشو گرفتم بلند شد همگی رفتیم سر میز صبحونه. دلبر: حامی من نوتلا میخوام حامی: نداریم بیا تخم مرغ بخور مفیدترم هست دلبر: حامیییییییی نههههه نوتلا موخواممممممم دلوین: ۲ ساله از تهران🤣 دلبر: ااگگگگگگ. نوتلااااااااا مهرسا: ضمن اطلاعتون من دارم دلبر: عه بده مهرسا: کی بود منو ترسوند؟ کی بود وقتی افتادم هر هر میخندید ها؟؟؟؟ 🤨🤨🤨🤨🤨 دلبر: ببخشیددد🥺 مهرسا: نچ حالا وقت منه که اذیتت کنمـ حامی: میدونستم میسی لجبازه و ول کن نیس پس گفتم حامی: پاشید بریم اماده شیم بریم بیرون همه موافقت کردن و رفتن بپوشن دلبر: حامی اصلا من برت مهم نیستم؟ من گشنمهههههه حامی: بیا بریم اتاق بهت بگم دلبر: 🥺(بغض) حامی: دخترم بغض نکن الان میریم برات ساندویچ سرد میخرم🥺 دلبر: جدی میگی بابایی؟ حامی: اره دخترم. بعد تو هم برو جلو مهرسا پ*ز بده😂 دلبر: باشه😂😂 ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
دخترا امشب ساعت ۹ گزینه ۵ رو میزارم پروفایل کانال. گممون نکنین یه موقع
فرشته هام من پارت رو ارسال میکنم هی مینویسه حجم پیام زیاده یکم صبر کنین ببینم چیکار میتونم بکنم