📻┊- نجوای ِمادربزرگ :
ــــــــــــ ـــــ ــ
شَب بود و
برام خاطره تعریف میکرد ،
از بچگیش و
زمانی که دختره خونه بوده .
اینقدر
شیرین حرف میزد که نگو
با اینکه خسته بودم ، ولی دلم میخواست
برام تعریف کنه .
−
╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
📻┊- نجوای ِمادربزرگ : ــــــــــــ ـــــ ــ شَب بود و برام خاطره تعریف میکرد ، از بچگیش و زمانی ک
ــــــــــــ ـــــ ــ
خیلی چیزا گفت که باید با طلا بنویسم
ولی چنتاش
بیشتر از بقیه نظرمو جلب کرد ؛
که گفتم براتون بگم بی نصیب نمونید : ]
−
╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
ــــــــــــ ـــــ ــ خیلی چیزا گفت که باید با طلا بنویسم ولی چنتاش بیشتر از بقیه نظرمو جلب کرد ؛
−
• یه جاش بود که گفت :
[ مادر و پدر میوهی بی عَوضهستن ]
ـــــــــــ ـــــ ــ
حالا ینی چی ؟
ینی اینکه با هیچی نمیتونی
عوضشون کنی
خیلی قدرشونو بدون ، مخصوصاً
پدرت
درسته مادر خیلی زحمت میکشه
[ چقدرم که اذیتش کردم ]
ولی
پدرم برای من یه چی دیگه بود : )
−
╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
− • یه جاش بود که گفت : [ مادر و پدر میوهی بی عَوضهستن ] ـــــــــــ ـــــ ــ حالا ینی چی ؟
−
وسطای حرفش یه آه عمیق کشید ؛
بعدم گفت :
[ یه روزی میرسه که آه میکشی ،
هفت جای بَندِ تُمبونِت میپوکه ]
ــــــــــــ ـــــ ــ
حالا ای ینی چی 😂 ؟
یه مَثَل ِشیرازیه ، که یعنی از درد و غصه
بهت فشار میاد
و خسته و فرسوده میشی .
و خب تقریبا مثل این میمونه که یاد ِ
قدیم میوفتی و
دلت برای اون زمان تنگ میشه : ) .
−
╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
− وسطای حرفش یه آه عمیق کشید ؛ بعدم گفت : [ یه روزی میرسه که آه میکشی ، هفت جای بَندِ تُمبونِت می
−
همچین
ضرب المثلی رو توی
نت هم
بزنید پیدا نمیکنید 🗿💘.
−
╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
− همچین ضرب المثلی رو توی نت هم بزنید پیدا نمیکنید 🗿💘. −
−
🏷 آخراشم که رسید ، گفت :
[ وقتی ‹ بفهمی › دنیا هیچ ارزشی نداره ،
خودت میخندی به این غم های بی ارزش . ]
ــــــــــــ ـــــ ــ
روی کلمه فـَهم خیلی تأکید کرد ،
اینجا
فهمیدن ِ مسئله و درک معنای اون
خیلی مهمه .
−
−
رفقا این متنو براتون گذاشتم که
درس بگیرید ،
از کسی که الان نزدیک ۶۰ _ ۷۰ سالشه
و بدونید که
تفکر قدیمی های شیراز چطور بوده 🦦🧋 .
ــــــــــــ ـــــ ــ
اینم بگم که درسته توی دین اسلام
مادر برتر هست ،
اما اینجا منظور مادربزرگم از جایگاه پدر
دقیقا همون
جایگاهی بود که پدر برای دختر داره ؛
یه تکیه گاه امن .
[ بنده نمیخواستم حرف پیامبر و
اسلام رو انکار کنم ، توجه داشته باشید : ]
−
◆ - کلاسِ دَرس :
ــــــــ ــــ ـ
بنده خدا
رفته بود محله مسیحی ها توی شیراز ؛
میگفت :
توی مُحرم اینقدر اهل رعایت هستن که
از آهنگ ، عـَروسی ، مـَجلس و غیره
هیچ خبری نیست !
[ همه مشکی پوش ]
╴ بعد ما چیکار میکنیم ؟! : )
〡۱۴۰۴٫۵٫۲ : پنجشنبه .
➺ [ ᕼᗩᖇᖴ ]
🖋 | - یه جا نوشته بود :
پسرا توی دهه فاطمیه یتیم میشن ،
و دخترا شبای قدر : )
➺ [ ᕼᗩᖇᖴ ]