- حسرت .
- و تو در تکتک لحظههای زندگیِ من رخنه کردهای .
- و تو آنچنان در وجودم رخنه کردهای که گویی بخشی از وجودم شدهای .
- تکرارِ نقشِ زنده در لباسِ روح ؛
“ بازیگریم حوصله شرح قصه نیست “ .
#شعریجاتاَریـحا
- حسرت .
- ابیاتم اما آشفتهاند ؛ فارغ از هر وزن و تکراری .
- این غزلهای بیوزن و قافیهاند ؛
چون تورا دیدند اینطور حیران شدهاند .
#شعریجاتاَریـحا
- میخواست برای دیگری دلبری کند ؛
اما انگار تیر را سمتِ من به اشتباه نشانه رفت بود .
- تو همان بُتی که پرسیدنت خطاست اما ؛
تا تورا دیدم احکام را به کل یادم رفت .
#شعریجاتاَریـحا