-نامه شماره نمیدونم چند به آقای هیچکس-
چرا کلمات هم دارن تنهام میزارن؟
چه برای بیان، چه برای آوردن روی کاغذ.
آقای هیچکس حتی برای تو هم نمیخوام بنویسم تنهام بزار.
#ساکنِ_صفحه_سفید
میدانم که هنوز بعد از سالیانی چند ما نمیدانیم این تو، که هستی و آنان که حتی ذره ای از تو را دیده و شنیده و تو را خواندند متحیرند. من بر این باورم که حتی سیه قلبان و آدمیانی با مغز های کرم خورده اگر به راستی بدانند این علی کیست حب تو در سینشان خود را نمیان میکند؛ زیرا مگر میشود آدمی در گِل خود نقشی از محبت تورا نداشته باشد. با آنکه بسیاری ظالم و جاهل و باطِلانِ سیه روزگارند که با وجودی چون تو به دشنام رفتار میکنند و اصلا عده ای نمیدانند روح بزرگ و والا چگونه است.
مگر نه اینکه تو همانی، همان مردی که در نخلستان کلمه میکاشت؟
#از_دفتر_هیام
هدایت شده از Tweety
تراپی خیلی گرون شده، لطفا از این به بعد فقط آسیب جسمی وارد کنید ممنون.
خدایا دیگه شوهر جواب نمیده لطفاً تا قبل شروع امتحان نهاییها لطف کن منو ببر پیش خودت.
-نامه شماره هفت به آقای هیچکس-
میخواهم بنویسم؛ برای تو؛ گفته بودم تنهایم بگذار؛ اما پشیمانم؛ میخواهم بمانی؛ آقای هیچکس؛ دارم تلاش میکنم؛ برای ادامه این؛ راه؛ که تمام سهم من؛ پذیرفتن بودِ و هست؛ حتی صخره ها هم؛ با برخورد چندین؛ و چند باره؛ موج؛ دچار فرسایش؛ میشوند؛ همینطور است؛ از من نیز؛ چیزی؛ باقی نمانده؛ دارم تلاش میکنم؛ میخواهم تلاش کنم؛ اما نمیدانم؛ ادامه اش؛ چه خواهد شد.
#ساکنِ_صفحه_سفید
#از_دفتر_هیام
-خانومِاِف-
555.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دختر کوچولوی درون من یه سنگ قبر براق نقره ای باقی مونده.