کربلایی علیرضا طاهری4_5904260686766153956.mp3
زمان:
حجم:
8M
این دلشکسته به حرم ببر💔
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
این دلشکسته به حرم ببر💔
الهم الرزقنا ضريح الحسین....❤️🩹:)
147.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من: چرا او نمی تواند مال من باشد؟
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
937K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل و روح ما..
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
304.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برم یکم درس بخونم یادم بره حداقل..
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بله واقعا پیرتر میشم 🫠🫠💔
- وا محمدا❤️🩹
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
#رمان_ناحله #قسمت_صد_و_پنجاه_و_دوم #عاشقانه_مذهبی یهو شدم مایه افتخار یه پوزخند یواشکی زدم با
#رمان_ناحله
#قسمت_صد_و_پنجاه_و_سوم
#عاشقانه_مذهبی
+میای مگه
_ارره بریم سر مزار بابات
+عه؟باشه
_با کی میای؟
+من تنها دیگه
_داداشت چی پس؟
+نه اون تهرانه ک
از جوابش پکر شدم ولی سعی کردم ضایع بازی در نیارم
ادامه دادم
_خیلی خب
کی بریم؟
+پنج عصر خوبه؟
_عالی
+باشه پس میبینمت
_حتما پس فعلا
+فعلا عزیزم. خدانگهدار
_خداحافظ
تلفن رو قطع کردم و دراز کشیدم رو تخت ومشغول چک
کردن رتبه و درصدام شدم
به قیافم تو آینه نگاه کردم
آماده بودم
چادرم رو سرم کردم
ولبه های روسری مشکیم رو هم صاف کردم
بوی خوش ادکلنم اتاق و پر کرده بود بس که با فاصله زدم
گوشیم رو برداشتم
این بار مانتو قهوه ایم جیب نداشت و مجبور شدم گوشیم رو
دستم نگه دارم
به مامان هم گفتم کجامیخوام برم و ازش خداحافظی کردم
امروز بهتر از روزای قبل بودم
نصف مسیر رو پیاده رفتم
هم پاهام درد گرفته بودو هم دیر شد
واسه همین ترجیح دادم بر خلاف میلم تاکسی بگیرم
داشتم به این فکر میکردمم چی میشد حداقل برای یه مدت
کوتاه همه غم هام محو میشد
وقتی رسیدیم کرایه رودادم وپیاده شدم
با شوق رفتم طرف ریحانه
نشست بود کنار قبر پدرش وسرش رو پاهاش بود
متوجه حضورم نبود
کنارش نشستم و دستم روگذاشتم رو شونه اش که سریع
برگشت سمتم
با دیدنم یه لبخندی زد وگفت
+ سلام با کی اومدیی؟
_سلام بر تو ای دختر زیبای من با پاهایم آمده ام
+خداروشکرکه خل شدی دوباره
خندیدم و محکم بوسیدمش ک صداش بلند شد
با دستم روسنگ قبر زدم و فاتحه خوندم..
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡