eitaa logo
پناهگاـہ ܟܿߊ‌ࡅ߭وܩܢ"𝐇"✨️🍁🍂
672 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
870 ویدیو
3 فایل
سلامم‌به‌کاربر‌محترمی‌که‌عضو‌چنلم‌شده💘🌝 •برای‌آشنا‌شدن‌با‌من‌حتما‌سنجاق‌هارو‌چک کن🖇🎀 •اگه‌پسری‌اصلامشکلی‌نیست‌چون‌این‌چنل‌عمومیه‌برادر‌گرامی👍🌚 •کپی‌از‌پست‌ها‌و‌متن‌های‌انگیزشی؟‌نه‌نه‌نه‌راضی‌نیستم👀😘 •همین‌دیگه‌برو‌توکانال‌خوش‌بگذرون‌؛موفق‌باشی🩰
مشاهده در ایتا
دانلود
زود بخونید که پارت بعدی.....😮‍💨😮‍💨😮‍💨❤️‍🔥
شبتون بخیر پدیده های خیره کننده ی خدا 🍃✨️
سلامم به دخترای ادایی خودممم💞😉✨️ حالتون چطورهه؟؟ امیدوارم امروزتون انقدر شلوغ باشه که شب بیاید و به خودتون بگید خوب من تو یه عالمه کار موفق شدم و پس به خودم افتخار میکنم^^☘️💅🏻
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب خب بریم سراغ رمان ها که قراره بترکونن🍒🥐
《لحظه های پر از راز 》😮‍💨🤍 پارت ⁴ ساعت 12 شب دیشب. کل خانواده ی یگانه رفتن مشهد و یگانه و داداشش تو خونه تنهان <یگانه> سلام داداشی چطوری اومدی؟ امیر محمد _ سلام اره _چرا رنگت پریده؟؟؟؟؟ امیر محمد _تصادف کردم💔 _چییییی؟؟؟؟؟؟ امیر محمد _ شرمندهه _ با ماشین منن؟؟؟؟؟ امیر محمد _ اومم اره ببخشید _واییی یعنی چی ؟؟؟ تو مگه خودت ماشین نداریییی؟؟؟؟؟؟؟ امیر محمد _ باشه حالا چرا انقدر شلوغش میکنهه؟؟؟؟؟ _ چییی میگیی؟؟؟؟؟ ماشین منو بردی داغون کردی بعد طلبکاری؟؟؟؟؟؟؟ امیر محمد _عهه بسه دیگههه عذرخواهی کردمممم ساعت 2 شب : یگانه_ امیر محمد؟ امیر محمد _ بله؟؟ یگانه_ کلید ماشینت رو بده میخوام برم هوا بخورم امیر محمد _ باشه مراقب باش ___________ ساعت 3 و نیم تو راه.. واییی خدایاا چرا انقدر خوابم میاد ولش کن بزار یکم دور بزنم حالم خوب بشه بعد میرم خونه یه لحظه حواسم پرت شد یه لحظه خوابم برد و......
《لحظه لحظه لحظه از راز 》💜🪐 پارت ⁶ ساعت 4 صبح همون روز <امیر محمد > تلفن زنگ خورد و سریع رفتم جواب دادم _ بفرمایید <از بیمارستان بقیة الله زنگ میزنم _چیشدههه؟؟؟ <خواهرتون تصادف کرد و دارن میبرنش اتاق عمل لطفا سریع خودتون رو برسوندید _یااا حسیننننن باشهههههه _الووو الووو اریااااا <داداش ساعت 4 صبح چرا به من زنگ زدی؟؟؟؟؟ _تروخدااا بیا دنبالممم بریم بیمارستان <چیشدههه؟؟؟؟؟؟ _ خواهرم تصادف کرده <چییی باشههه الان خودمو میرسونممم ____ <ساعت 4وربع صبح بعد از رسیدن به بیمارستان> _الو ؟ بله؟ <امیر محمد کی بریم مدرسه؟؟؟ _بیمارستانم داداش <خدا بد نده چرا داداشش؟؟؟ _ارسام خواهرم تصادف کرده.. <کجایی داداشش؟؟؟ _ چراا میپرسی ؟ کاری از دست تو مگه بر میاد؟ <باید کنارت باشمممم _اریا هست <هست که هست _بیمارستان بقیة الله بخش اورژانس/اتاق عمل ________ <امیر محمد > ساعت 5 و نیم. دیدم دوتا دختر اومدن نمیدونم اونا از کجا فهمیده بود فقط اومدن و خیلی نگران بودن که همون موقع زنگ زدن به یکی دیگه گفتن بیاد بعد یه نیم ساعت یه دختر که فک کنم حورا بود اومد و بعد از این که فهمید چیشدع بنده خدا بیهوش شد خدایا تو این وضعيت این دیگه کیه که بیهوش شد
《لحظه لحظه پر از راز 》🤏❤️‍🔥 پارت ⁵ <حورا> حدود ساعت 6 صبح 26 خرداد با صدای زنگ بیدار شدم شماره ی سما عه رو گوشی حورا_الو جانم؟ سما_ حورااا کجاییییییی؟؟؟😭 حورا _ چیشدههه؟؟؟؟ سما_ ی ی یگانه حورا_ یگانههه چیییی؟؟؟؟؟ سما_ یگانه تو بیمارستان بقیه اللهه حورا_ چیییی اونجا چیکار میکنه؟؟؟ سما_ بیا خودتو برسون فقط حورا _ باشههه ___ سریع اماده شدم و ماشینو برداشتم با سرعت 180 تا داشتم میرفتم نگران بودم چیشدهه یگانه براش چه اتفاقی افتاده نمیدونم چجوری ولی یجوری رسیدم بیمارستان رفتم بخش اورژانس _سلام پرستار بخش _ بفرمایید _یگانه صالحی کدوم بخشه؟؟؟؟ پرستار _ بزارید ببینم. اتاق عمل هستش _چیییی ؟؟؟ از کدوم ور باید برمم؟؟؟؟؟؟؟ پرستار _ همین روبرو دست چپ فقط شماره تلفن و اسم و فامیلیتون رو بگید. _حورا ملکی ، ......0930 بدو بدو رفتم سمت اتاق عمل سما_ حورا اومدی؟؟؟؟؟؟ _چی چیشدههههه؟؟؟؟؟ نارمیلا_چیزی نیست فقط یگانه... _یگانه چییییی ثمین_ یگانه دیشب تصادف کرده و کل فکش شکسته و الان اتاق عمله... بعد شنیدن جمله ی ثمین دیگه هیچی نشنیدم چشمام بسته شد و از هوش رفتم...
《لحظه لحظه پر از راز 》❤️‍🩹😮‍💨 پارت⁷ <حورا> چشام تار میدید _سما؟ من کجام <وایی بیدار شدی دورت بگردم؟؟ از حال رفتی .. _کسرا تو اینجا چیکار میکنی؟؟ کسرا<دوستت زنگ زد به مامان مامانم بهم گفت بیام کنارت باشم _اها، اخ سرم سما<چیشدی فداتشم؟؟؟ _سرم خیلی درد میکنهه سما< بمیرم برات _____ رفتم بیرون دیدم چندتا پسر اونجاان که یکیشون بهم تیکه انداخت فک کنم داداش یگانه بود امیرمحمد< خوبی؟ تو این وضعيت تو چرا دیگه قش کردی؟ _ببخشید که دوستم برام مهمه و حالم بد شد. بعدم کسی از تو نظر نخواست 😒 امیر محمد <اووو باشه بابا بیا منو بزن دوروز بعد بخواطر یگانه این دوروز رو نرفتیم هیئت و به زودی یگانه مرخص میشه و میریم خونه
‹در‌لحظه‌زندگی‌کنヅ امَا‌به‌هیچ‌لحظه‌ای‌دل‌نبند🦢🌱