منو بچه ها رفتیم استقبال مامان بابام
اما خیلی دیر رسیدیم
به جای اینکه ما منتظر اونا باشیم اونا منتظر ما بودن 😂🤦♀
{''خونھدرختے''}
از الان فقط عشق و حاااال
*(مدرسه از فاصله ای نه چندان دور سلام میدهد)
{''خونھدرختے''}
یه جا هست تو عنبران طرقبه
آخر یه کوچه میرسه به باغ عناب
و اتاقایی داره با فضای قدیمی🥺
خوراک زمستوناس
خیلی خفن بود...
کنجکاوم بدونم چرا دور و اطرافیانم منو دوست دارن؟
چرا هنوز کنارم موندن
اصلا چرا منو انتخاب کردن؟