{''خونھدرختے''}
یکدفعه گفتن زینب ... بیا برو دفتر🙂💔
بعد رفتم سمت دفتر معلممون اومد گفتش ناخونا رو شنبه و دوشنبه نگا کن😔😐😂💔
شدم سفیر سلامت
{''خونھدرختے''}
بعد از اونم گفت هرکی گوشی آورد پنهونی بگو به من😔💔😂
نتونستم بگم حاجی من خودم یه پا اینکارم بیام بچه هامونو لو بدم😐؟😂
{''خونھدرختے''}
نتونستم بگم حاجی من خودم یه پا اینکارم بیام بچه هامونو لو بدم😐؟😂
آره خلاصه تا مرز سکته رفتم و قلبم اومد تو دهنم🙂🤝😂