با زهرا حرم بودیم ..
برگشت بهم گفت چرا امام رضا اجازه ی کربلای مارو صادر نمیکنه ؟ ما خیلی فقیر و بی کسیم.. گفتم به موقعش امضا میشه نترس ، گفت کی موقعشه همون موقعی که آمریکا موشک زد خورد تو سرمون؟ گفتم نه اون تایم پیکرمون میره زیارت ، برگشت گفت آخه مگه ما کی هستیم پیکرمون رو ببرن زیارت کربلا ؟ ما خیلی بدبختیم خیلی زیاد که حتی پیکرمون هم نمیرسه کربلا .. آروم گفتم آره ما بدبختیم ..
_ هیاهو _
با زهرا حرم بودیم .. برگشت بهم گفت چرا امام رضا اجازه ی کربلای مارو صادر نمیکنه ؟ ما خیلی فقیر و بی
حقیقتا حرم امروز با وجود این دختر خانوم کوچولو خیلی بهم چسبید :)
زهرا میره کلاس پنجم ولی خیلی خانومه
از بی حواسی بعضی از آنلاین شاپ ها اعصابم خورده .. آخه من سه ماه پیش سفارش دادم برای تیرماه برسه دستم برای تولد رفیقم ، تولد رفیقمم گذشت هنوز بسته به دستم نرسیده .
هدایت شده از همینجوری الکی!
بهش گفتم ؛ نگاه من به تو همیشه متفاوت
بود و نگاه تو به من یه نگاه عادی، گفتم
حیف اون همه دوست داشتنم، تو لایق یه
سر سوزنشم نبودی :)
_ هیاهو _
مامانجان هر چقدر هم جون ندی آخرش نمیگن دستت درد نکنه میگن وظیفهت بود .
مخصوصا وقتی برای خانواده باشه ، که خودتون میدونید چی میگم !
اگه همیشه باشی
اگه همیشه اشک بریزی باهاشون
اگه همیشه کمک کنی
اگه همیشه فعال باشی
عادی میشه براشون فکر میکنن وظیفهته!
دنیا نامرد تر از این حرفاست مادر
وظیفه ت نیست محبتته ، دوست داشتنه که برای خانواده وقت میزاری !
اما متوجه نمیشن که نمیشن ..
پس به عنوان روحا ، از تجربه ی خودم بگم
حتی پنجاه تون رو برای خانواده ای نزارید که دارید میبینید پشت سر خواهرش هم حرف میزنه شما که جای خودتو داری .
و تویی که اینجایی و قراره فردا حرفای من بشه نقل حرفات و بشینی برای خالهجونت تعریف کنی با دو متر شاخ و برگ اضافه تر ، خوش باشین باهم .
فقط آدم خیلی باید بی شعور باشه که با اکانت مثلا غریبه بیاد کانال دخترداییش عضو بشه و خبرچینی کنه .💘