ROMAN:_AVAR_ESHGH
PART: 3
گندم:
بلخره فریدماشین رو نگهداشت باذوق به رها گفتم وایسااااا وایسا دیگه
رها:باشه حالا وایمیستم رفتیم پایین
و با حامیم و فرید و خانی و علیرضا عکس گرفتیم
دو نفر دیگه اومدن با حامیم عکس بگیرند کمکم تعداد کسایی که میخواستن عکس بگیرند زیاد شد ما میز رزرو داشتیم باید میرفتیم
سوار ماشین شدیم تو راه عکسم با حامیم رو توی پیج اینستا گذاشتم
In coffee
گندم:
رها یه میز دونفره رزرو کرده بود رفتیم سر میز نشستیم و منتظر شدیم تا گارسون بیاد و ازما سفارش بگیر رها گارسون رو صدا زد
👨💼سلام چی میل دارید؟
گندم: من یدونه قهوه میخورم
رها: منم اسپرسو میخورم
👨💼چشم تا چند دقیقه دیگه سفارشتون اماده میشه
گندم:مرسی
رها:گندم یچی بهت بگم شلوغش نمیکنی به حرف منم گوش میدی
گندم:چی میخوای بگی؟
رها:به حرفم گوش میدی؟
گندم:آره بگو
رها: حامیم پشتت نشسته
گندم:دروغ که نمیگی؟
رها:نه برگردببین
گندم:
برگشتم و دیدم واقعا حامیمه ولی هیچ چیز نگفتم چون زشت بود
10MIN..
نشسته بودیم به حرف زدن که واسمون سفارش هامون رو آوردن داشتیم میخوردیم
رها:گندم
گندم:جونم
رها: چون فردا تولدته این کادو رو برات گرفتم و به حال امروزت خیلی ربط داره
گندم:میسی عشقم
رها:بازش کن ببین خوشت میاد
گندم:مگه میشه خوشم نیاد
رها:بازکن
گندم باز کردم و دیدم....
بال و پرمون🪽
ناشناس مالک:🎀🧸(برای درخواستی هاتون) . https://daigo.ir/secret/11689329599
۱۰ نفر دیدن نظری ندارید واقعا❤️🩹
https://eitaa.com/Ha13mi76/175
نه جیگر
منم چنل دارم بهم لقب مامان داده ایشون😂🎀
.
بله بله https://eitaa.com/joinchat/2264073485C4de860c233
لینک چنل مامان یه سر بهش بزنید پارتای قشنگی مینویسه با سارینا جونم
.