eitaa logo
بال و پرمون🪽
247 دنبال‌کننده
947 عکس
2.8هزار ویدیو
35 فایل
بـِـنـام حامیِ حامیم 🤍 اینجا دور هم جمع شدیم برای حامیم فن نیستیم، خونواده‌ایم 🫶 اینجا براتون فعالیت می‌کنیم،باهم می‌خندیم وباهم حمایت می‌کنیم✨ تراپی؟ نه ما حامیم رو داریم:) شروع قصه‌مون:۱۴۰۴/۶/۱۹ اگه حامیم رو دوست داری، خودتی و خودت #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
پست یکی از فن پیج ها https://eitaa.com/Ha13mi76
امروز روز پارت نیست ولی اگربه ۲۰ نفر برسیم اولین پارت رو بهتون میدم🙃🙂
51.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای اینهمه ادم🫶 کنسرت کیش:1404/6/18 کپی؟فور قشنگ تره🙂🙃 https://eitaa.com/Ha13mi76/4
یک نفر دیگه
با اینکه ۲۰ تایی مون نکردید ولی یه پارت مهمونتون میکنم
بریم شخصیت های رمان رو بزارم
ROMAN:_AVAR_ESHGH PART:1 GANDOM: فردا تولدم بود بی حوصله توی تختم نشسته بودم و به خودم میگفتم ینی عرضه ی بلیت گرفتم نداری اون دفعه هم که رفتی کنسرت عرضه نداشتی جای خوب بگیری که گوشیم زنگ زد سریع گوشی رو برداشتم رها بود رها: کجایی دختر گندم: تو خونه رها:چقدر بی حوصله زود آماده شو میام دنبالت بریم کافه ساعت ۵ دم در خونتونم گندم: رها ول کن حوصله ندارم رها:حرف رو حرف من نیار بدو اماده شو ۵ در خونتونن گندم:چی میگی الان ساعت چنده ؟ رها: ساعت4:15 گندم:باشه اماده میشم رها: لباس خوب هاتو بپوشا گندم:باشه رها:خدافظ اومدم گندم: خدافظ 5:00 گندم :رها رسیده بود بهم زنگ زد برم بیرون اومدم سوار آسانسور بشم دیدم برق نیست اههه توف تو این شانس ۵ طبقه رو باید با پله برم رها: ۵ دقیقه بود توی ماشین نشسته بودم توی اینستا میگشتم تا گندم بیاد گندم: بعد از ۵ دقیقه رسیدم دم در رها اونطرف خیابون ایستاده بود و سرش تو گوشیش بود کِرمم گرفت و رفتم و دستمو محکم به شیشه کوبیدم رها ترسید و هرچی فوش ناسزا بود حوالم کرد رفتم سوار ماشینش شدم که گف رها: مگه مرض داری سکته کردم گندم:از خنده روده بر شده بود نمیتونستم جوابشو بدم که گفت رها:چرا اینقدردیراومدی مُردم تو گرما گندم: غر نزن برق نبود ۵ طبقه رو باپله اومدم رها:نه بابا جون من تو چه بد شانسی ای😂 گندم :کوف راه بیوفت دیگه کولر روشن کن 5:15 توی راه بودیم که پشت چراغ قرمز وایسادیم رها گفت: https://eitaa.com/Ha13mi76