eitaa logo
- حامیم -
2.4هزار دنبال‌کننده
389 عکس
137 ویدیو
13 فایل
- یامُستعان . • رسانہ‌ي‌‌‌‌‌‌‌‌فرهنگي‌هنري‌ِحامیم ؛ • بنده را نام ِخویشتن نبود هرچه ما را لقب دهند آنیم🤍 . • در انتشار مُتون با حفظ ِنام حامیم کوشا باشید، رسانہ‌ باشید اما با حفظ ِلوگو . حامیم؛ از حُسین تا مهدی - ١٤٠١/٠٩/٢٧ ٢٣:١٤
مشاهده در ایتا
دانلود
- حامیم -
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ "وَأَن لَيسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعىٰ" جهان، جهان تصادفات و اتفاقات و پشت‌گرمی‌ها و تکیه
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ما هم می‌دانیم و هم دوست داریم. اما اگه این دانش و معرفت در عملمان متبلور نشود، سودی برای ما ندارد. هر گوشه ای از زندگی ما، عبرتی است. [ / امام‌موسی‌صدر]
- أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَضٰی -
مارا همین امام‌رضا داشتن بس است(:
،، "لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِهِ و دِینَهُ لِدُنیاهُ" از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید. [بحار الأنوار | ج 78]
،، به آغوشم بگیر؛ شاید این آخرین فرصت باشد...
HaMim7214_5989791464362610436.mp3
زمان: حجم: 4.2M
هرچی که دارم و امام رضا بهم داد(:
،، من جنس بُنجلم، ته بازار مانده‌ام گویند این تویی که فقط، مانده میخری...
- حامیم -
،، من جنس بُنجلم، ته بازار مانده‌ام گویند این تویی که فقط، مانده میخری...
‌ ‌ ‌ ‌ به قول آقا‌حسین طاهری: زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره ... آقای اباعبدالله میدونم نوکر خوبی نبودم ولی ما که جز شما پناهی نداریم، سال بعد بازم اجازه بدین نوکریِ نوکراتونو کنیم آقای من، قول میدم درست‌شم انقدر شرمندتون نکنم دیگه((((:
- بسم‌الله -
- حامیم -
،، یکی از شعرا می گوید: حقیقت را می گویم، هرچند که سرزنشم کنند. اگر علم و معرفت دینی و دانستن حلال
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ برآنم در سخنانم به تملایتِ آزادی‌خواهانه انسانِ معاصر پاسخی دهم و پرتوی برآن بیفکنم؛ به ویژه نسل آینده‌داری که آرزو دارد آزاد و رها باشد و از قیودش بکاهد. آنچه مرا به بحث بر می‌انگیزاند، صورت مخدوشی است که به عبادات در اسلام داده شده است. [ / عبادت‌یا‌عبودیت؟ ]
حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم! روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق! پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟