،،
"لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِهِ و دِینَهُ لِدُنیاهُ"
از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید. [بحار الأنوار | ج 78]
HaMim7214_5989791464362610436.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
هرچی که دارم و امام رضا بهم داد(:
- حامیم -
،، من جنس بُنجلم، ته بازار ماندهام گویند این تویی که فقط، مانده میخری...
به قول آقاحسین طاهری:
زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره ...
آقای اباعبدالله میدونم نوکر خوبی نبودم ولی ما که جز شما پناهی نداریم، سال بعد بازم اجازه بدین نوکریِ نوکراتونو کنیم آقای من، قول میدم درستشم انقدر شرمندتون نکنم دیگه((((:
- حامیم -
"وَأَن لَيسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعىٰ" جهان، جهان تصادفات و اتفاقات و پشتگرمیها و تکیه
اکثر بدبختی ما همین است که
علمِمان با عملِمان هماهنگ نیست؛ [ آیتاللهبهجت ]
- حامیم -
،، یکی از شعرا می گوید: حقیقت را می گویم، هرچند که سرزنشم کنند. اگر علم و معرفت دینی و دانستن حلال
برآنم در سخنانم به تملایتِ آزادیخواهانه انسانِ معاصر پاسخی دهم و پرتوی برآن بیفکنم؛ به ویژه نسل آیندهداری که آرزو دارد آزاد و رها باشد و از قیودش بکاهد. آنچه مرا به بحث بر میانگیزاند، صورت مخدوشی است که به عبادات در اسلام داده شده است. [ #کتاب / عبادتیاعبودیت؟ ]
حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!
روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم
در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم
روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم
پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟
،،
نظر حضرت ِآیتالله خامنهای حفظم الله راجب ِ
ایام مُحسنیه ؛
روضه خواندن و گريه كردن مربوط به همه ائمه نيست؛ متعلق به بعضى از ائمه است حالا يك وقت در جمع و مجلسى كسى روضهای مىخواند، عدهاي دلشان نرم مىشود و گريه مىكنند، اين عيبى ندارد، اصلاً عزادارى كردن يك حرف است، روضهخوانى و سينهزنى راه انداختن يك حرف ديگر است، روضهخوانى و سينهزنى راه انداختن، مخصوص امام حسين است، حداكثر مربوط به بعضى از ائمه است، آن هم نه به اين وسعت .