فریاد مرا گرچه سرانجام شنیدی
ای دوست به داد دل من دیر رسیدی
از یاد ببر قصه ما را هم از امروز
درباره ما هر چه شنیدی نشنیدی
آرام بگیرای دل و کم گریه کن ای چشم
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی
ای نی چه کشیدی مگر از خلق که هر دم
ما آه کشیدیم، تو فریاد کشیدی
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود!
خوش باش که یک چند در این راه دویدی
-فاضل نظری
هدایت شده از اِضمِحلال وجود!
من تمام دین خود را در طوافِ چشمِ تو ؛
هفتمین دورم کجا بود ؟! دور اول باختم ..