eitaa logo
𝓪𝓽𝓲𝔂𝓮𝓱 𝓪𝓽 𝓶𝔂 𝓫𝓮𝓼𝓽
106 دنبال‌کننده
334 عکس
75 ویدیو
14 فایل
به نام او at my best = در بهترین حالت خودم میگم ، میشه قوی باشی؟ مطمئن باش میتونی، دنیا فقط دوروزه...• اینجا ؟ اینجا جاییه که پراز چیز های انگیزشی و گوگوری مگوریههه🛐 شروعمون ؛ ¹⁴⁰⁵/²/²⁵ کپی؟ فوروارد قشنگ تره جانا خونمون؛ https://eitaa.com/Haami13
مشاهده در ایتا
دانلود
آوا دَر حَنجَرهِ حامی پارت 11✨🤍 حامی می‌دانست که درگیریِ مستقیم با آرش در آن استودیویِ متروکه مثل قدم گذاشتن در میدان مین است. او در ظاهر پیشنهادِ آرش را پذیرفت، اما در حقیقت، او و آوا در حالِ اجرایِ یک نقشه‌یِ دقیق بودند که بیش از یک هفته روی آن کار کرده بودند. آوا که همیشه در سایه دیده شده بود، حالا نقشِ «طعمه» را بازی می‌کرد. او با آرش تماس گرفت و ادعا کرد که «حامی خسته شده و می‌خواهد برای پایان دادن به ماجرا، در یک نشستِ خصوصی در دفترِ اصلیِ شرکت، اسنادِ مالی‌اش را به آرش بدهد.» آرش که عطشِ قدرت و انتقام چشمانش را کور کرده بود، بی‌خبر از همه جا، تله را پذیرفت. روزِ موعود فرا رسید. فضایِ دفترِ شرکت، سنگین و خفه‌کننده بود. آرش با اعتماد به نفسِ کاذبی وارد اتاق شد. حامی و آوا در کنار هم بودند. آرش با پوزخند گفت: «خوشحالم که عقلتون سر جاش اومد. مدارک رو بدید و از شهر برید، این بهترین راه برای زنده موندنه.» حامی لبخندی زد و پوشه‌ای را روی میز گذاشت. آرش به محض اینکه پوشه را باز کرد، متوجه شد که فقط تعدادی کاغذِ سفید در آن است. قبل از اینکه آرش واکنشی نشان دهد، صدایِ ضعیفِ یک بلندگو در اتاق پیچید. «آقای آرش، شما به جرمِ تهدید، اخاذی و سوءاستفاده از قدرت، در حالِ ضبط شدن هستید.» این صدایِ یک خبرنگارِ مستقل و پرنفوذ بود که حامی با او هماهنگ کرده بود. در همان لحظه، درهایِ دفتر باز شد و گروهی از خبرنگاران به همراهِ تیمی از کارآگاهانِ پلیس که با مدارکِ واقعیِ حامی (که قبلاً به صورتِ غیرمحسوس به دستِ آن‌ها رسیده بود) تجهیز شده بودند، وارد اتاق شدند. آرش که به یکباره دنیا را روی سرش خراب می‌دید،سعی کرد به سمتِ میز حمله کند تا لپ‌تاپش را بشکند، اما حامی با آرامشی وصف‌ناپذیر جلوی او را گرفت. حامی با نگاهی نافذ به آرش گفت: «موسیقی برایِ رهایی است، نه برایِ زنجیر. تو فکر می‌کردی می‌تونی صدام رو خفه کنی، اما فراموش کردی که من صدایِ خودم رو از تویِ همین سکوت‌هایی پیدا کردم که تو سعی داشتی برام بسازی.» آرش با دستبند از دفتر خارج شد، در حالی که لنزِ ده‌ها دوربین او را در حالِ سقوطِ ابدی‌اش ثبت می‌کردند.
برا تبادل باید پیوی بنده بیان
شبتون به زیبایی رفقاتون✨🤍
میشه تا فردا رو همین آمار بمونیم کم نشیم✨؟
شبتون بخیر:)🥲💘
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه نفر دیگه میاد رند شیم؟ @Haami13