★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:16
Fasl:1
اوین:بابا ولی من حامی رو بهتر سپهر دوست دارم
رضا:اوین یه بار دیگه اسم حامی رو بیاریا
اون شب شبی بود پر از بغض،گریه و نا امیدی
اوین سرش را ردی پشتی اش گزاشته بود ولی سرشب بود خوابش نمیبرد
چشم هایش خیس از اشک انگاری چشم های دریایش در اقیانوس اشک غرق شده بود
گونه هایش خیس
بالش زیر سرش خیس
و فقط تو دلش میگفت:
چرا من آسایش ندارم
من حق انتخاب ندارم
چرا واقعا
من سپهر رو دوست ندارم
حامی همه چیز داره
خونه..ماشین..شغل..اعصاب..مهربون
اما سپهر اینهارو نداره
________
گوشی اوین زنگ خورد
حامی بود
اوین:ا..الو هق..هق🥺
حامی:اوینم چیزی شده
اوین:نه خ..خوبم
حامی:تو یه چیزیت هست آماده شو دارم میام دنبالت
اوین:نه حامی
حامی:دورت بگردم آماده شو
اوین:اخه بابام
حامی:بیا کارت دارم
اوین:باشه
اوین از تختش بلند شد
رفت سمت اینه اتاق
موهایش را شونه کرد و باز گزاشت
لباس مشکی اش رو پوشید
میکاپ کرد اما خیلی سبک
اومد از اتاقش بیرون
رضا:کجا میری
فرشته:ولش کن
اوین:با اجازتون میرم بیرون
رضا:با کی
اوین:با کسی که دوستش دارم
رضا:ای خدا
اوین سریع از خانه بیرون رفت
حامی وایساده بود بیرون از ماشین
پیام ناشناس✨
...
عالی عالی بازم بده
پارت بده خیلی عالیه خفن فوقالعاده
محشرررر
❤️✨
آوین:قربونتتتتتت💘
مهلا: