★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:27
Fasl:1
کنسرت به پایان رسید
حامی رفت بک استیج
اوین هم رفتم توی ماشین نشست
بعد از ۳۰دقیقه حامی اومد
حامی:خب بریم
اوین:بریم فداتشم
حامی:چقدر امشب قشنگ شدی
اوین:نبودم
حامی:قشنگ تر بودی
اوین:اهان
حامی:بغلت که کردم حس خوبی داشتم
اوین:میدونی من چه حسی داشتم
حامی:چه حسی
اوین:حس آرامش
حامی دست اوین رو گرفت
اوین به خودش فکر میکرد که چقدر قراره با
حامی زیر یه سقف
زندگی کنه و خوشبگذره
حتی فکر کردن بهش هم جالب بود
کم کم رسیدن
اوین رفت خونه خودشون
سلام به مامان و اینا کردو رفت تو اتاقش
هنوز به رفتار حامی تو کنسرت فکر میکرد
و کلی ذوق
گندم بهش پیام داد
سلام دورت بگردم خوبی کجایی
نگرانت شدم ...
پیام ناشناس✨
...
اهان تو بیو چنل بود مهلا
چرا مهلا پارت هارو نمیدهه
❤️✨
آوین:باش میدیم
مهلا: