eitaa logo
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
204 دنبال‌کننده
974 عکس
129 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها . عضو جمعیت نویسندگان📖 | 𝟬𝟵𝟳 ꧁Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
✨️ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬‌✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁶ فاطمه:رفتم بیرون از سرویس رفتم نشستم که دیدم سفارشارو آ
✨️ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬‌✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁷ فاطمه:باشه باشههه +بغضم ترکید و پریدم بغل فاطی؛ تروخدا بایی سر تو نیاد(با اشک) فاطمه:باش +از بغلش اومدم بیرون؛ فاطی فاطمه:هوم؟ +ح.حامی فاطمه:حامی چی؟ +حامی بهم گفت همه‌ی فکر و ذکرم پیش توعه فاطمه:الکیی؟؟؟؟؟ +اره فاطمه:پشمامممم +در..د نمیدونی اون قبلا رابطه داشته فاطمه:خب داشته باشه +همون دختره که بهت گفتم،،‌،اومده بود جلو در خونه حامی فاطمه:خوب؟! +با اون رابطه داشته فاطمه:خب داشته باشهههه +خب نمیتونم درک کن فاطمه:باش هرجور مایلی اما بهت میگم از دستش نده😂🥲 +مر...ضضض😂💔 فاطمه:بخدا هم گوگولی هم کرا..ش هم شغلش خوبه همه چیز شم خوبه آصلا تا بخوام نام ببرم فردا شده +پوففف فاطمه:ز....هر ما..رررررررر +باش باش فاطمه:خب من خستم میرم تو اتاقم استراحت کنم +اوک فاطمه:رفتم توی اتاقم +فاطی رفت اتاقش منم نشستم روی مبل و تلوزیون رو زدم و سیستم رو روشن کردم و شروع کردم به بازی کردن عاشق بازی ترسناک بودممم کلی بازی کردم و بعدش رفتم روی تختم خودم رو پرت کردم خوابم نمیبرد وقتی چشام رو می‌بستم چیزای عجیب میدیدم چشام رو نبستم و یه هنذفری م رو گذاشتم و آهنگ رو بلند کردم چشام رو بستم و رفتم توی اعماق اهنگ و خوابم برد🦦✨️ ☆ -رفتم خونه مامانم زنگ در رو زدم جانا:رفتم در رو باز کردم و با شوق داداشم رو بغل کردم -چته؟ جانا:بابا باریکلا نه سلامی نه علیکی نه چیزی -حالم خوب نیست جانا ولم کن و رفتم داخل اتاقم {رمان. . .🌚} {به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️} {اصکی❌️🐘}