فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
+چنلت عالیه ولی یکی از ادمینات هیچی نداره شاتم نمی تونم بدم یک عالمه فش داده تذکر بده🎀💎
.
_من فقط یدونهادمین دارم👺✨️
اگه هانیه رومیگی یا.... هانیه یجورایی ماك دومم حساب میسه بقیه ام همسایه هامن اسم بگوخب من به کی تذکر بدممم؟
ولی هرچی هستمن واقعا معذرت میخوام از طرف اونشخص
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
+به دلت بگو بده یه پارت رمان یا دوتا
.
_باش میگم
شایددد قبول کرد🦦💔
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
✨️🌀ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🌀✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .³⁰ +خورشیددد زشته خورشید:ببخشیدحالا +د.رد؛ رفتم سمت ق
✨️🌀ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🌀✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .³¹
خورشید:کلم خورد تو فک یه بنده خدا عررر کلم پوکید چه فکش سفت بود
فرید:وایی ببخشید خوبید؟
خورشید:آ..آره خوبم مرسی خیلی خوبم.میگم چیزی نشده
فاطمه:از خنده داشتم جر میخوردم اما جلوی خودم رو نگه داشته بودم
+گریه ام تبدیل به خنده شدم جر خوردم و ادا در اوردم دارم گریه میکنم
فاطمه:بشکونش گرفتم
+وایییی🤣😭😭
فاطمه:آرومم باششش
-دیگه داشتن سوژه ی خنده میشدن که رفتم فرید رو کشیدم سمت خودم
فرید:وایی خجالت میکشم
-ساکتتتت
فرید:باش باش...
خورشید:رفتم کنار مامانم و سرم رو انداختم پایین
فرید:اونم خجالت کشیده بود؛
خورشید:وایی مامان خراب کردم
سیما:بد خراب کردی
چند ساعت بعد....
فاطمه:رسیده بودیم خونه و خورشید هم با اجازه خاله اومده بود پیش ها
خورشید:بچه هااا بد خراب کردممم
فاطمه:آرههه من که ترکیدم(با خنده)
خورشید:وایییی
+حالا چیزی نشده که..
خورشید:هوممم
+عاا بچه ها میشه یدیقه بیایین اینجا بشینیم میخوام باهاتون حرف بزنم
{رمان. . .🌊🌀}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}