فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
نفهمیدمممم؟☺️🎀🔪🔪🔪
بزار برات یباردیگه تکرار کنم.
کسی نیست مرا دركکند
کاشروحم جسمم را درك کند
هدایت شده از خاتون♡
این پیامو فورکن توچنلت و
اینجا ، اینجا، اینجا،
عضوباشین ؛
من هم میگم چنلت وایب چه میوه ای میده ..🪴؛
جذبتون ؟ تضمینی ِ .
آیدی برای ارسال شات و تگ : @shr_saadat
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
اها
آخه برای یه گوشی اینکارو میکنی؟😑
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
آخه برای یه گوشی اینکارو میکنی؟😑
مگه میدونی چی تو دل منه؟
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
✨️🌀ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🌀✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .³² +میخوام باهاتون حرف بزنم خورشید،فاطمه:باش +نشستیم
✨️🌀ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🌀✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .³³
-تعجب کردم و یه لبخند زدم و قطع کردم
+از اتاق زدم بیرون و داد زدم؛
حامی بهم گفت حاضر شمم بریم بیروننننننننن
فاطمه:عرررررررررر
خورشید:اوو
فاطمه:واستا واستا تو بلد نیستی لباس بپوشی بریم برات انتخاب کنیم
خورشید:ایندفعه رو بسپارید به من😌
فاطمه:بفرمایید جناپ
خورشید:ای.ش🤣✨️
فاطمه:برو ببینم چی بلدی
خورشید:رفتم داخل اتاق و در کمد هانیه رو باز کردم و بین لباس هاش یه شلوار مشکی و یه مانتو برداشتم به اضافه یه کت ك بنازه رو شونش و دادم بهش بپوشه و رفتم بیرون از اتاق و وقتی پوشید و اومد داخل خیلی قشنگگ شده بودددد رفتم یه کیفم برداشتم و یه کفش و گذاشتم یه گوشه و نشوندمش روی صندلی و موهاش رو پشت گوجه ای بستم و جمع کردم و بعد جلوی موهاش رو درست کردم
فاطمه:رفتم داخل اتاق که دیدم بحبح هانیه ماه بود ماهتر شد
خورشید:چطوره فاطی خانوم؟
فاطمه:عالیییی
+وایی چه خوشمل شدممم
فاطمه:قشنگ کرا..ش شدی
+راست راستی؟
خورشید:بله دیگه😌🛐
+گوشیم زنگ خودر حامی بود جواب دادم
-الو
+سلام
-رسیدم بیا پایین
+باش الان میام
-منتظرم
+سریع قطع کردم؛
بچه ها رسیددد
فاطمه؛هرچی شد بهمون خبر بدیی هااا
+باششششش
خورشید:مرسییی
+وایییی
خورشید:خب برو دیگه آقا داماد رو منتظر نزار
{رمان. . .🌊🌀}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}