eitaa logo
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
203 دنبال‌کننده
946 عکس
123 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها 💆🏿‍♀️. عضو جمعیت نویسندگان📖 | 📝𝟬𝟵𝟳 ꧁Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون از طرف منم بخیر کوچولو موچولوهام😂🖤🐈‍⬛.
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ۬‌ܝ🖤🐈‍⬛️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁶ دیار:بهش چشم غره رفتم و یه اسنپ گرفتم براش چند‌ ماه بع
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬‌🖤🐈‍⬛ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁷ فاطمه:بلند شدم و تو روش وایستادم و هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم ك.. امیر:هولش دادم و باز رو تخت؛ خف..ه‌ شو فاطمه:سرشو آورد جلو جوری ك نفس هاش رو حس میکردم سرم رو ازش دزدیدم فکم رو گرفت امیر:چرا سرتو ازم میدزدی؟ فاطمه:امیر برو اونور -پرستار بهم اجازه داده بود برم هانیه رو ببینم نشستم کنار تختش دستش رو کردم توی دستم و با بغض گفتم؛ هانیه...میشه چشاتو باز کنی؟..من واقعا عاشقتم...بیشتر از هر آدمی...من یه اشتباه کردم...اینکه عاشق یه آدم اشتباه شدم...فکر‌میکردم بعدش دیگه عاشق نمیشم عمرا دیگه دل ببندم ولی..همون روز من عاشق تو شدم...چشات..نگات‌..همه چیت‌ جلوی چشمم بود،،،هیچوقت نرو از‌پیشم دخترک من🙂میتونم بهت‌بگم بینهایت ها دوست داریم...نمیدونم باد اینکه برگشتی پیشمون چجوری تو‌ چشات نگاه کن...چجوری بهت راستشو بگم چجوری بهت بگم دیگه فاطمه نیست چجوری بگم...؛ سرم رو گذاشتم روی شونه اش و اشک ریختم بعد چند ثانیه بلند شدم و خواستم از اتاقش برم بیرون قبل رفتنم برگشتم آروم سمتش میخواستم یچی زمزمه کنم ك ☆ فاطمه:نشسته بودم روی تخت امیرم از اتاق رفته بود بیرون امیر گوشیمو پس داده بود منم زنگ زدم به خورشید خورشید:دیدم فاطمه اس داره زنگ میزنه جواب دادم؛ الو فاطمه:سلام خورشید.. خورشید:سلام عشقم خوبی؟؟؟اون امیر ص..گ ك بلایی سرت نیاورده؟ فاطمه:ن من‌خوبم خورشید:فاطمههه فاطمه:جونم خورشید:هانیه... فاطمه:هانیه چیی؟؟؟ خورشید:هانیه چیز.. فاطمه:در.د و زهر م.ار درست بنا..ل بیینم چی شده خورشید:هنوزم خَشم خودتو داری ها(با خنده) فاطمه:نمیخوایی بگی ن؟ خورشید:باش باش هانیه بهوش اومده فاطمه:عررررر واقعااااااااا خورشید:آرههههههه فاطمه:باش باش الان میام اونجا خورشید:چجوری؟ فاطمه:مثل فراری ها خورشید:بیایی پس‌ت نمیدم بری هااا فاطمه:(خندیدم) از جونت سیر شدی؟ خورشید:باش تو فقط بیا چند‌ماهه ندیدمت قطع‌ کرد.. {رمان. . .🌚} {به قلم | FATI✍️} {اصکی❌🐘}
آمار 160 مبارك. مرسی ك مارو به آمار قبل برگردوندید🙂❤️‍🩹.
مبارکککککککککککک قلبوممم موبارکککتتتتت😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️💕💕💕💕💕💕💕