فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
خدا رفتگان شمارو هم بیامورزع😔🖤
فک نکنم داداشت مرده باشه ها
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
نشنیدمم صداتونوووووووو.
بلهههههههههههههههههههههههههههههههههههه
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
باب اسفنجیی🤣🎀
شلوار مکعبیییییییییییییییی
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁷ فاطمه:بلند شدم و تو روش وایستادم و هرچی از دهنم در اومد
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁸
قطع کرد..
دکترا بالا سر هانیه بودن و داشتن باهاش حرف میزدن حامیم هم با ذوق نگاه میکرد ب در و نگم ذوقی ک توی چشاش بود اصلا...
☆
فاطمه:بلند شدم از روی تخت لباس پوشیدم هیچکی خونه نبود دیار و امیر رفته بودن نمیدونم کجا ملکه...خونه بود بدبخت بودم بدید زیرکی میرفتم ک بل سخته برام موهام رو دم اسبی بستم یکم رژ زدم و یکم کرم زدم زیر چشمم چون این چند ماه زیر چشمم سیاه شده بود آروم آروم از اتاق زدم بیرون و همونجوری آروم آروم رفتم سمت در خونه در رو باز کردم و رفتم بیرون اوفف تمام رفت سریع سریع بدو بدو رفتم بیرون کلا از اون خونه و یه تاکسی سوار شدم و بعد منو برد بیمارستان فقط استرس این رو داشتم ملکه دیده باشه به امیر بگه و...کارم ساختست
خلاصه همینجوری داشتم با خودم حرف میزدم ک دیدم،،،رسیدم پولشو دادم و بدو بدو و با ذوق رفتم توی بیمارستان و چشم خورد به خورشید محکم و با ذوق پریون بغلش
خورشید:فاطمهه(ذوق)
فاطمه:عرررر😭✨️
خورشید:از بغلم درآوردمش و یه فصل زدمش
فاطمه:چته؟؟؟
خورشید:بیشــ..ــعور تو چرا رفتی با اون😭
فاطمه:خب...ولش کن دیگه
خورشید:چجوری اومدی اینجا؟
فاطمه:مانند یک فراری😂
خورشید:در..د
فاطمه:باش بابا،،،هانیه کوشش میتونیم ببینیمش؟
خورشید:آرهه ولی الان نهه
فاطمه:وااا
خورشید:چقد بی اد.ب شدی
فاطمه:ها؟
خورشید:به پشتش اشاره کردم
فاطمه:برگشتم پشتش که حامی رو دیدم با خجالت سلام کردم
-خجالت نکش😂
فاطمه:با..ش
-خوبی؟
فاطمه:اره
-باشه پس..
ناگهان موهای دخترک کنار رفت و گردن کبودش معلوم شد...
-با تعجب به گردنش نگاه کردم؛
چرا گردنت کبوده؟
فاطمه:یهنگاه کردم به گردنم و موهام رو درست کردم جوری ک اصلا چیزی نشده قایمش کردم؛
نه چهکبودی ای...این چیزی نیس افتادم گردنمکبود شد..
خورشید: z...ر نزن چراگردنت اینجوریه؟؟؟؟
فاطمه:میگم هیچی نیس
خورشید :دهن منو بازنکن فاطی بگوچیشدههه(با لحن تند).
فاطمه:هیچ..
خورشید:امیر؟،آرهه؟!
من اون امیر رو جـــR میدمممممم
{رمان. . .🌚}
{بهقلم | FATI✍}
{اصکی🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁸ قطع کرد.. دکترا بالا سر هانیه بودن و داشتن باهاش حرف م
من اصلا منحـ..ـــرف نیستم خودتونین اصلااا من برم باب اسفنجی ببینم 😞💔
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁸ قطع کرد.. دکترا بالا سر هانیه بودن و داشتن باهاش حرف م
دوستان غلطی چیزی بود ببخشید به بزرگی خودتون😔.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
دعوا نداریم🗿
تو ك از استیکر چاقو استفاده میکنی میآیی میگی دعوا نداریم؟،