فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
تایپیدی؟
یه پارت کوتاه😔💔
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
یه پارت کوتاه😔💔
هعی
اشکال نداره
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️. 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁵⁴ فاطمه:سرم رو کردم اونور. دیار:خودت چرا هنوز فرار نکردی
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️.
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁵⁵
- هعیی.
من میرم میخوابم.
+باش.
- رفتم داخل اتاق و خودمو انداختم روی تخت.
+اوهوییی نرو روی تخت ابجیم.
-چه فرقی داره.
+اون روی تختش حساس بود.
نباید کسی بی اجازه بره روی تختش.
-باش. میرم روی تخت تو.
+باش.
~~~~
فاطمه:رسیده بودم خونه با یه وضع افتضاح.
رفتم داخل خونه ك امیر رو دیدم یه ابروشو انداخته بود بالا و بهم خیره شده بود.؛
ها چیه؟ آدم ندیدی؟
امیر:آدم دیدم ولی با این وضع... ندیدم
فاطمه:خب الان داری میبینی.
امیر:چته؟
فاطمه:به ط هیچ ربطی نداره.
امیر:وقتی ازت سوال میپرسم درست جواب بده.
فاطمه:نــ ـمیــ ـخوام
امیر:باید بخوایی.
فاطمه:بدون توجه بهش رفتم داخل اتاق.
و زنگ زدم به خورشید.
خورشید:فاطی بهم زنگ زد؛
الو
فاطمه:سلام خوبی؟
خورشید:آره تو خوبی؟
فاطمه:هانیه ك کنارت نیس؟
خورشید:ن. من پیش مامانمم.
فاطمه:باش.
خورشید:کار داشتی؟
فاطمه:چیزه خورشید...
خورشید:جانم؟
فاطمه:براش کل نقشه ای ك داشتم رو تعریف کردم..
{رمان. . .🌚}
{به قلم | FATI✍}
{اصکی❌🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
نفهمیدم کی با کی شرط بسته گه براش چیپس بخره تا آشتیکنه؟
.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
https://eitaa.com/HaamimRoman/5268
چرا عزیزم
این حرف رو نزن
.
هیچی ناراحت بودم.