eitaa logo
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
205 دنبال‌کننده
931 عکس
123 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها 💆🏿‍♀️. عضو جمعیت نویسندگان📖 | 📝𝟬𝟵𝟳 ꧁Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬🤎🕯️. ‌𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁵⁴ فاطمه:سرم رو کردم اونور. دیار:خودت چرا هنوز فرار نکردی
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬🤎🕯️. ‌𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁵⁵ - هعیی. من میرم می‌خوابم. +باش. - رفتم داخل اتاق و خودمو انداختم روی تخت. +اوهوییی نرو روی تخت ابجیم. -چه فرقی داره. +اون روی تختش حساس بود. نباید کسی بی اجازه بره روی تختش. -باش. میرم روی تخت تو. +باش. ~~~~ فاطمه:رسیده بودم خونه با یه وضع افتضاح. رفتم داخل خونه ك امیر رو دیدم یه ابروشو انداخته بود بالا و بهم خیره شده بود.؛ ها چیه؟ آدم ندیدی؟ امیر:آدم دیدم ولی با این وضع... ندیدم فاطمه:خب الان داری میبینی. امیر:چته؟ فاطمه:به ط هیچ ربطی نداره. امیر:وقتی ازت سوال میپرسم درست جواب بده. فاطمه:نــ ـمیــ ـخوام امیر:باید بخوایی. فاطمه:بدون توجه بهش رفتم داخل اتاق. و زنگ زدم به خورشید. خورشید:فاطی بهم زنگ زد؛ الو فاطمه:سلام خوبی؟ خورشید:آره تو خوبی؟ فاطمه:هانیه ك کنارت نیس؟ خورشید:ن‌. من پیش مامانمم. فاطمه:باش. خورشید:کار داشتی؟ فاطمه:چیزه خورشید... خورشید:جانم؟ فاطمه:براش کل نقشه ای ك داشتم رو تعریف کردم.. {رمان. . .🌚} {به قلم | FATI✍} {اصکی❌🐘}