فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
رو درو دیوار این شهر؛.
همش از تو یادگاره🙂.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
همش از تو یادگاره🙂.
روی زخمات پر خاكه❕.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
روی زخمات پر خاكه❕.
توی قلبم پر راهه.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ܩܝܝ۬🤎🕯️. 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁶⁰ +شاید زورم به امیر نرسه ولی میتونم خیلی راحت دیار رو پار
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️.
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁶¹
+حیحیحی😂😌.
فاطمه:هانی.
+جونم؟.
فاطمه:من..
+تو؟.
فاطمه:(بغضیشدم)
+چیشدهه؟.
فاطمه:من نمیخوامبا امیر زندگی کنم.
+درکت میکنم ببعیم.
فاطمه:دیار..امیر وبدجور کتــ...ــكزد.
+اخیششششششش.کارخوبی کردی.
فاطمه:فکرکنم تاوان کـ...ـتكهای دیار رو از من بگیره
+غلطکردههه.
همان لحظه گوشی دخترك زنگ خورد.
او بدون آنکه به صفحه گوشی نگاه کند تا ببیند کیست جواب داد.؛
الو؟.
امیر:کجایی؟.
فاطمه:سلام.
امیر:کجاییی؟.(باصدایبلند)
فاطمه:خفــ..ــه شو..
امیر:اصلا مهم نیس بگی کجایی یا کجا نیستی خودم کل تهران رو میگردم تا تورو پیدا کنم.
فاطمه:بگرد..؛
میخواستم قطع کنم ك هانیه گوشی رو ازم گرفت.
+هو..یییییی مرتیـ..ـکه ی د..و هزا..رییـ..ـیییییییی.
میخوایی دنباللل فاطی من بگردییی؟.
امیر:خدایا. باز این.
+چیهه؟. ازم خوشت نمیاد؟.
اشکال نداره همه ك خوش سلیقه نیستن!
امیر:همینجوری مات و مبهوت. پشت گوشی وایستادم.
+فکر کردی این عشقهه؟. ن این یه هو..سه.
تو اصلا آدم نیستی یه حیوو..نی.
خدا اَمسال شمارو از روی زمین برداره🔪.
امیر:آروم.
+بعد قطع کردم و گوشی رو گذاشتم روی مبل یه بالشت روی مبل بود برداشتم و تمام حرص باقی موندم رو سر همون بالشت خالی کردم.
فاطمه:(از ناراحتی میخندیدم).
+خنده دارهه؟.
فاطمه:ن. ببخشید😂🙂.
+بالشت رو انداختم یه جای خونه و نفس نفس زدم.
فاطمه:دلم براش سوخت..
+برای کی؟.
فاطمه:بالشت.
+(یهو خندم گرفت.
{رمان. . .🌚}
{به قلم | FATI✍}
{اصکی❌🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
😔✨
هعیییخواهر😂🙂.