عشق بی حد و مرز😌🪄
·.¸¸.·♩♪♫ هـرشـب هــܩــین مو00:00ـقع ڪـہ ܩـیـشــہ בل ܩـن پـیـش تـوعــہ♫♪♩·.¸¸.·
تــایـ00:00ــم فـداتـون،فــداے حـامــےمـون؛🌚
بــہ امـید بـهـتـر بـودن فـردامـون✨️🦢
💖⛓️00:00⛓️💖
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
صبحتونبخیر.
برمپارتروبتایپم😔✨.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️. 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁷⁰ - و اونم دستاشو دور گردنم انداخت. + بازم دلبری داری می
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️.
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁷¹
- نتونستی حتی پنج ثانیه هم باهام قهر کنی.
+ کی گفته؟
- من میگم.
+ اشتباه گفتی پس.
- خندیدم.
نه… تو اصلاً قهر کردنی نیستی.
+ چرا؟ خوبم بلدم.
- چون آخرش خودت میای بغلم میکنی.
+ هوم... از کجا معلوم؟
- تجربه.
+ چه تجربهای؟
- آخه تو...
یه لحظه مکث کردم؛
دقیقاً مثل مریم وقتی چیزی میخواست لپاشو اینجوری جمع میکرد...
+ لبخندم محو شد. .
- خودمم هم تازه فهمیدم چی گفتم.
- هانیه... من.. منظورم اونی که فکر میکنی نبود.
+ آروم دستمو از دور گردنش باز کردم.
- صبر کن قشنگم توروخدا.
+ یعنی هنوز ا.ن چیزاش یادت مونده؟.
- نه... یعنی...
+ حتی لپ جمع کردنشم یادت مونده🙂؟
- هانیه گوش کن...
+ دیگه حوصله ندارم. حوصله ندارم به حرفات گوش بدم.
- دستشو گرفتم.
قربونت برم یه لحظه وایسا دیگه..
+ دستمو از توی دستش کشیدم.
- هانیه...
+ میرم اتاق. دنبالمم نیا.
- بابا شوخی کردم.
+ میخواستی نکنی.
چند قدم پشت سرم اومد.؛
نزدیک نیا.!
- هانیه...
+ بدون اینکه برگردم، رفتم توی اتاق و درو بستم.
«چند ثانیه بعد».
صدای تق تق در اومد.
- خانم رئیس...؟
+ سکوت کردم.
- قهر کردی؟. هانیه؟
+ برو.
- نمیرم.
+ برو دیگه.
- نه.
+ چرا؟
- چون دوست ندارم ناراحتیت ببینم.
+ از پشت در گفتم؛
ولی ناراحتم.
- میدونم... سوتی دادم.
+ خیلی بد.
- خیلی خیلی.
اصلاً خودمم نفهمیدم چرا اسمشو آوردم.
+ ولی آوردی.
- آره...
+ و ازشم تعریفم کردی.
- یه نفس کشیدم؛
نه... قصد تعریف نداشتم...
فقط یه خاطره یهویی اومد توی ذهنم و بدون فکر گفتمش.
+ خب همون یه خاطره کافی بود. تا ناراحت شم.
- هعب، هانیهدیگهببخشید.
+ من دوست ندارم وقتی پیش منی از اون مثال بزنی.
- حق داری..
ولی یه چیزی رو هم حق بده بگم.
+ چیزی نمیخوام بشنوم.
- فقط همین یکی.
+ بگو.
- اون موقع که با مریم بودم...
هیچوقت اینجوری نمیخندیدم.
هیچوقت اینجوری دلم نمیخواست یکی رو هر یک دقیقه بغل کنم.
هیچوقت از دیدن یه نفر اینقدر ذوق نمیکردم.
+ لبمو گاز گرفتم که اشکم نیاد.
- هانیه...
+ عو..م؟
- من گذشته دارم...
ولی دلم پیش اون گذشته نیس.
دلم فقط پیش توعه.
+ چند ثانیه به در خیره موندم.
- میشه فقط صورتتو ببینم؟
+ آروم درو باز کردم.
تا چشمش بهم افتاد، لبخندش آروم محو شد.؛
هانیه... واقعاً ببخشید.
+ هنوز ازت ناراحتم.
- معلومه...
+ خیلیم ناراحتم.
- میدونم.. حق داری.
+ نگاش کردم، ولی چیزی نگفتم.
- آروم یه قدم اومدم جلو، اما این بار دست نزدم بهش.!
هرچقدر دلت خواست دعوام کن...
فقط فکر نکن یه لحظه هم دلم پیش یکی غیر از توئه.
اصلاً اگه قرار باشه از یکی تعریف کنم...
اون فقط تویی.
+ باشه...
ولی هنوز دلم گرفته.
- پس چجوری آشتیت بدم؟
+ یه بغل میخوام.
- یعنی آشتی کردی؟
+ نه.
- پس بغل واسه چیه؟
+ چون دلم بغلتو میخواد.
- یعنی هم قهری، هم بغل میخوای؟
+ آره.
- دستامو زدم به کمرم.؛
خانم رئیس، شما قوانینتو از خودت درمیاری؟
+ آره، مشکلیه؟
- نه...
فقط کاش یه نسخه ازش داشتم، هر روز یه قانون جدید تصویب میشه.
+ بیاختیار خندم گرفت.؛
هیس شو.
- چشم...
آروم اومد بغلم کرد.
- آخیش...
+ هنوزم قهرما.
- باش.
+ یعنی چی باش؟
- یعنی هرچقدر دلت خواست قهر کن...
فقط ازم جدا نشو کنارم قهر کن.
+ آروم زدم روی بازوش.
- دیدی؟
+ چی؟
- بازم خندیدی.
+ تقلب کردی.
- چرا؟
+ چون هر وقت بغلم میکنی، یادم میره ازت ناراحتم.
- پس دیگه از این به بعد موقع هر قهری، فقط بغلت کنم؟ باشه من که از خدامه😂.
+ اَه... هیس شو.
- چشم خانم رئیس... ببخشید.
{رمان. . .🌚}
{به قلم | FATI✍}
{اصکی❌🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🤎🕯️. 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁷¹ - نتونستی حتی پنج ثانیه هم باهام قهر کنی. + کی گفته؟
بحبح💆🏽♀✨.
همیشه پارت ها همین قدر طولانی باشه پلیز💆🏽♀😂✨.