فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
چطورشدپروف💆🏻♀؟
محشرههههعععععهه
فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ «چندهفتهبعد». | اززبانراوی |
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤.
𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤•
ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ𝟴𝟮.
+مرسی منم خوبم. اما
فاطمه... من یه مشکل خیلی بزرگ دارم.
فاطمه: یا خدا... چی شده؟ نترسونم.
+ این پسر اصلاً نمیذاره قهر کنم.
فاطمه: یعنی چی؟ حامی؟
+اره، هر دفعه میگم این دفعه دیگه باهاش حرف نمیزنم، آخرش خودم میبینم دارم باهاش میخندم.
فاطمه: خب شاید خودت طاقت نمیاری.
+ نه بابا! خودش نمیذاره.
فاطمه: چیکار میکنه؟
+ هی سعی میکنه بخندونتم. انقدر حرف میزنه تا آخرش خندهم بگیره.
فاطمه: بعد تو هم زود وا میدی دختر؟
+ آخه وقتی یکی اینهمه تلاش میکنه ناراحت نباشی، آدم دلش نمیاد اخم کنه.
فاطمه: خوش به حالت...
+ تازه وقتی آشتی میکنیم، انگار خودش بیشتر از من خوشحال میشه.
فاطمه: آخه چرا حامی دقیقاً تایپ منه😒؟
+ بعضی وقتا با خودم میگم این همه حوصله رو از کجا میاره؟
فاطمه: خدا واقعاً بعضیا رو خیلی دوست داره.
+ حسود شدی؟
فاطمه: معلومه که شدم تو اینجا ناز میکنی، اونم نازت رو میکشه. من اگه قهر کنم، احتمالاً طرف میگه باشه، هر وقت تموم شد خبر بده.
+ هههههه... حسـ..ــودددد.
فاطمه: واقعیت تلخه خواهر.
+ نه، مطمئنم اونی که قسمت توئه، از اینم بیشتز نازت رو میکشه.
فاطمه: فعلاً که قسمت من فقط شنیدن تعریفای توئه.
+ خب چیکار کنم؟ از ذوقم نمیتونم چیزی نگم.
فاطمه: باشه، تعریف کن... ولی هر بار که از حامی میگی، یه ذره بیشتر حسودی میکنم.
+ اشکال نداره... یه روزی میرسه که من بشینم ذوق کردنتو گوش بدم، اون موقع نوبت منه که حسودیم بشه. (با خنده).
فاطمه: قول؟
+ قول... ولی تا اون موقع، تو وظیفه داری ذوقهای منو تحمل کنی.
فاطمه: باشه... فقط یه خواهش.
+ چی؟
فاطمه: دفعهی بعد که میخوای از حامی تعریف کنی، اول یه لیوان آب دستم بدع... گلوم از حسودی خشک میشه!
+ بمیرم برات، چقدر حسود بودی تو نمیدونستم🤣
•┈••✾••┈•𖥨︪︩𝆬↬ ִ ۫ . ֗ ˑ ִ ۫ ּ 🛐.
𝕾𝖙𝖆𝖞 𝖙𝖚𝖓𝖊𝖉 𝖋𝖔𝖗 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖊𝖝𝖙 𝖕𝖆𝖗𝖙.
𝖓𝖊𝖛𝖎𝖘𝖆𝖓𝖉𝖊𝖍؛ 𝕱𝖆𝖙𝖎.
𝕮𝖔𝖕𝖞? 𝕾𝖆𝖞 𝖌𝖔𝖔𝖉𝖇𝖞𝖊 𝖙𝖔 𝖞𝖔𝖚𝖗 𝖈𝖍𝖆𝖓𝖓𝖊𝖑. .
فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ𝟴𝟮. +مرسی منم خوبم. اما فاطمه...
اگهاینپارت۳۰تاسینخوردپارتبعدیرومیدم.