eitaa logo
𝗘𝒔𝒉𝙜𝙝 𝗕𝗂 𝗛ᗩժׁׅ݊ 𝑜 𝗠ꪖ͛ꪹɀ🖤
185 دنبال‌کننده
982 عکس
130 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها . عضو جمعیت نویسندگان📖 | 𝟬𝟵𝟳 🌚Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
   ִ  ۫  .  ֗    ˑ   ִ ۫  ּ    ۫    .  ִ֗ ۫  ּ   ִ  ۫  Eshgh Bi Had o Marz.       ִ  ۫  .  ֗    ˑ   ִ ۫  ּ    ۫    .  ִ֗ ۫  ּ   ִ  ۫  هـرشب همیـن موقــ00:00ــع ڪـہ میــشـہ בل مــن پیــش ِ توعـــہ تایــم ؋ـــבاے صالحـے🤏🏿 🖇🖤𝟎𝟎:𝟎𝟎🖤🖇
𝗘𝒔𝒉𝙜𝙝 𝗕𝗂 𝗛ᗩժׁׅ݊ 𝑜 𝗠ꪖ͛ꪹɀ🖤
⏜‌ ᷼ ⏜ ᷼  ᷼ ⏜‌‌ ᷼ ⏜ ᷼  ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊ‌ܝ‌ܝߺ‌ߺߺ𝟴𝟲. فاطمه: رسیدم خونه سوار آسانسور
⏜‌ ᷼ ⏜ ᷼  ᷼ ⏜‌‌ ᷼ ⏜ ᷼  ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊ‌ܝ‌ܝߺ‌ߺߺ𝟴𝟳 در رو بستم و اومدم پایین همین که از ساختمون بیرون اومدم ماشین عرشیا رو دیدم در رو باز کردم و سوار شدم فاطمه: سلام عرشیا: سلام بالاخره اومدی فاطمه: ببخشید دیگه یکم طول کشید حاضر شم عرشیا: اشکالی نداره بریم؟ فاطمه: آره عرشیا راه افتاد و من هم کمربندم رو بستم. یه نگاه بهش انداختم و لبخند کوچیکی زدم. فاطمه: خب حالا کجا میریم؟ عرشیا: یه جای خوب فاطمه: یعنی نمی‌خوای بگی؟ عرشیا: نه فاطمه: خیلی رومخی عرشیا: خودت می‌بینی دیگه ~~~ {+ هانـیه - حامـی} + چند دقیقه بعد صدای زنگ در اومد. رفتم سمت آیفون و وقتی صفحه رو دیدم حامی بود + سلام؟ - بیا پایین + الان میام سریع کیفم رو برداشتم و رفتم توی اتاق یکم آرایش کردم و یه لباس خوشگل پوشیدم از خونه زدم بیرون همین که رسیدم پایین حامی رو دیدم که کنار ماشین واستاده بود - سلام. + سلاممم. - خوبی؟ + آره تو خوبی؟ - منم خوبم بریم؟ + کجا؟ - سوار شو + حامی بگو دیگههه - نه + خب من الان باید تا آخر مسیر حدس بزنم؟ - آره + اگه جای بدی ببری قهر می‌کنم گفته باشم - باشه پس امیدوارم خوشت بیاد ماشین راه افتاد چند دقیقه بعد از دور چراغ‌های رنگی شهربازی رو دیدم + وایسا... حامی خندید. - چیه؟ + شهربازیه؟ - آره. + وای حامیییی از ذوق خندیدم و به چراغ‌ها نگاه کردم. + چرا زودتر نگفتی؟ - می‌خواستم سورپرایز شی ماشین رو پارک کرد و با هم رفتیم داخل اول رفتیم سراغ چرخ‌وفلک وقتی بالا رفتیم از اون بالا همه‌جا پر از چراغ‌های رنگی بود + وای خیلی قشنگه - خوشت اومد؟ + خیلی بعدش رفتیم ماشین برقی + حامی فقط به من نزن! - قول نمی‌دم + حامیی چند ثانیه بعد ماشینش محکم به ماشین من خورد + نامرد - خودت گفتی بهت نزنم منم گفتم قول نمی‌دم + پس بگیر! این بار من زدم به ماشینش و هر دو شروع کردیم به خندیدن. بعدش رفتیم سراغ بازی‌های جایزه‌دار حامی یه عروسک برام گرفت و گذاشت توی دستم + اینو برای من گرفتی؟ - آره + مرسییی - قابلی نداشت بعد رفتیم پاپ‌کورن گرفتیم و روی یه نیمکت نشستیم. + امشب خیلی خوش گذشت - هنوز که تموم نشده + پس بریم دوباره بازی کنیم - بریم دوباره بلند شدیم و رفتیم سمت دستگاه بعدی اون شب انقدر خندیدیم و بازی کردیم که آخرش حتی نفهمیدم ساعت چطور گذشت •┈••✾••┈•𖥨︪︩𝆬↬   ִ  ۫  .  ֗    ˑ   ִ ۫  ּ   🛐. 𝕾𝖙𝖆𝖞 𝖙𝖚𝖓𝖊𝖉 𝖋𝖔𝖗 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖊𝖝𝖙 𝖕𝖆𝖗𝖙. 𝖓𝖊𝖛𝖎𝖘𝖆𝖓𝖉𝖊𝖍؛ 𝕱𝖆𝖙𝖎. 𝕮𝖔𝖕𝖞? 𝕾𝖆𝖞 𝖌𝖔𝖔𝖉𝖇𝖞𝖊 𝖙𝖔 𝖞𝖔𝖚𝖗 𝖈𝖍𝖆𝖓𝖓𝖊𝖑. .
   ִ  ۫  .  ֗    ˑ   ִ ۫  ּ    ۫    .  ִ֗ ۫  ּ   ִ  ۫  Eshgh Bi Had o Marz.       ִ  ۫  .  ֗    ˑ   ִ ۫  ּ    ۫    .  ִ֗ ۫  ּ   ִ  ۫  هـرشب همیـن موقــ00:00ــع ڪـہ میــشـہ בل مــن پیــش ِ توعـــہ تایــم ؋ـــבاے صالحـے🤏🏿 🖇🖤𝟎𝟎:𝟎𝟎🖤🖇