فور؟رگباری𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
🖤ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹¹ فاطمه:وایی ولش کن اصلا چشمام رو بستم و خوابیدم فردا
پایین شهر هفت جد ابادتههههههههههههصدذبهغصحذزمسن
فور؟رگباری𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
قراره داداش هانیه زنده شه😔😂
خوبه
حامی اذیتم کرد برم بهش بگم با پوستش سفره درست کنه😔✨😂💔