𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
ولشونکن بزاز لف بدن ببینیم به کجا میرسن😔🙂💔
نه دیگه نامردیه
نمیشه که جواب نامردی هاشون رو ندید
اون دنیا نه من نه فاطی نه کسانی که دارن زحمت حلالتون نمی کنیم
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
مــ...ـرض دارن😊
باید مثل توکنم فاطیما فوش بزارم که لف ندن🦦
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
باید مثل توکنم فاطیما فوش بزارم که لف ندن🦦
اره فـ...ـوش بزار بعدم پبامو سنجاق کن😂✨🗿
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝 𝘽𝙞 𝙃𝙖𝙙 𝙤 𝙢𝙖𝙧𝙯.
🖤ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹² +باش خب بلند شدم و رفتم از اتاق کارم بیرون که با تعجب به
✨️ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹³
-با دیدن اسم مؤسسه آراد کرک...ام ریخت..
از ماشین پیاده شدم و طراحی هام رو هم برداشتم و رفتم داخل که یهو یکی لا سرعت خیلی عجیبی خورد بهم همه ی طراحی هام افتاد خم شدم که برشون دارم
حامی:وایی ببخشید واقعا
-نه مشکلی نی
حامی:هانیه؟
-سرم رو بردم بالا که کلم خورد به یچی
حامی:خوبی؟
-آخ اره
حامی:میخوای بگم یخ بیارن؟
-نه خوبم؛
برگه های طراحیم رو جمع کردم و بلند شدم
حامی:اینجا چیکار میکنی؟
-مزون ما میخواد با شما کار کنه
حامی:(یه لبخند کوچیک زدم)
باش چه خوب
-هوم
حامی:خب دیگه من کار دارم و بازم معذرت میخوام و رفتم
-ایش؛
مدیر وارد شد کت و شلوار بهش میومد
رفتم سمتش
مدیر:سلام چیکار کردین؟
-منتظر شما بودیم والا
مدیر:باش
-خب الان باید چیکار کنیم
مدیر:باید با فرید سال افزون حرف بزنیم
-اوکیییی
مدیر:میشناسیش؟
-اره
مدیر:باش پس توهم با من بیا
-باششش✨️✨️✨️✨️✨️🕺🏼
{رمان. . .}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}