🔻دعایی برای بهتر فراهم شدن اسباب روزی
🔹از معاویة بن عمار نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام دعایی برای روزی خواستم، امام به من دعایی یاد دادند که هیچ ذکری را برای جلب روزی بهتر از آن ندیدم:
👈🏻اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ.
🔸ترجمه دعا: «خدایا از فضل وسیع، حلال و پاکت، به من رزق واسع، حلال و پاک عنایت کن که برای دنیا و آخرت من کافی باشد! زیادِ زیاد! بسیار گوارا! بدون زحمت طاقت فرسا و منتی از هیچ یک از خلائقت جز از فضل وسیع خودت؛ چرا که خودت گفتهای: «از خدا فضلش را طلب کنید» پس از فضلت میخواهم! از بخششت میخواهم! و از دست پر نعمت تو روزی میخواهم!»
🔗کافی، ج2، ص550
@Hadith1398
🔻حق مادر و مقدم بودن نیکی به او بر پدر
🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده که مردی خدمت پیامبر رفت و پرسید: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر فرمودند: مادرت! آن شخص پرسید: سپس به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر فرمودند: «مادرت!» دوباره آن شخص پرسید: سپس به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر فرمودند: «مادرت!» آن مرد بار دیگر پرسید: سپس به چه کسی نیکی کنم؟ پیامبر فرمودند: «پدرت!» (کافی، ج2، ص159)
🔸از امام سجاد علیه السلام نقل شده که مردی خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: ای رسول خدا هیچ عمل بدی نبوده مگر اینکه من مرتکب شدهام! آیا راهی هست که توبه کنم؟ پیامبر فرمودند: «آیا یکی از پدر و مادرت زنده هستند؟» آن شخص گفت بله پدرم زنده است. پیامبر فرمودند: «برو و به پدرت نیکی کن.» وقتی آن مرد رفت، پیامبر فرمودند: «کاش مادرش زنده بود تا به او خدمت میکرد!» (الزهد، ص35)
🔹نقل شده که شخصی خدمت پیامبر رسید و گفت: مادرم پیر شده و نزد من هست. او را بر پشتم میگذارم و حملش میکنم. از درآمدم خورد و خوراک او را فراهم میکنم و هرآنچه را که او به آن اذیت میشود، دور میکنم، با این حال از روی حیا و تعظیم او سرم را در پیشگاه مادرم بالا نمیآورم، آیا خدمات او به خودم را جبران کردهام؟ پیامبر فرمود: «نه! چون شکم او نیز جایگاه تو بود و از سینه او میخوردی، پاهایش کفشهای تو بودند! دستش نیز محافظ تو بود و در آغوش او بودی و در کنار همه اینها او آروزی زنده ماندن تو را داشت، اما تو همه این کارها را برای مادرت میکنی اما دوست داری او زودتر از دنیا برود!» (مستدرک الوسائل، ج15، ص180)
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻حق مادر و مقدم بودن نیکی به او بر پدر 🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده که مردی خدمت پیامبر رفت و
متن عربی روایات:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاكَ.
فَضَالَةُ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا مِنْ عَمَلٍ قَبِيحٍ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِي مِنْ تَوْبَةٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ مِنْ وَالِدَيْكَ أَحَدٌ حَيٌّ؟ قَالَ أَبِي قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ قَالَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ كَانَتْ أُمُّه.
أَبُو الْقَاسِمِ الْكُوفِيُّ فِي كِتَابِ الْأَخْلَاقِ، قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ وَالِدَتِي بَلَغَهَا الْكِبَرُ وَ هِيَ عِنْدِي الْآنَ أَحْمِلُهَا عَلَى ظَهْرِي وَ أُطْعِمُهَا مِنْ كَسْبِي وَ أُمِيطُ عَنْهَا الْأَذَىَ بِيَدِي وَ أَصْرِفُ عَنْهَا مَعَ ذَلِكَ وَجْهِيَ اسْتِحْيَاءً مِنْهَا وَ إِعْظَاماً لَهَا فَهَلْ كَافَأْتُهَا قَالَ لَا لِأَنَّ بَطْنَهَا كَانَ لَكَ وِعَاءً وَ ثَدْيَهَا كَانَ لَكَ سِقَاءً وَ قَدَمَهَا لَكَ حِذَاءً وَ يَدَهَا لَكَ وِقَاءً وَ حِجْرَهَا لَكَ حِوَاءً وَ كَانَتْ تَصْنَعُ ذَلِكَ لَكَ وَ هِيَ تَمَنَّى حَيَاتَكَ وَ أَنْتَ تَصْنَعُ هَذَا بِهَا وَ تُحِبُّ مَمَاتَهَا.
📝چشم زخم؛ خرافه یا واقعیت؟
🔹باور بسیاری از متدینین بر تاثیرگذاری چشم زخم است. این باور مستند به برخی آیات قرآن و روایات تلقی شده و بر همین اساس اذکاری برای در امان ماندن از آن توصیه می شود. هرچند اگر به لحاظ دینی چنین امری ثابت شود، لزوماً خلاف عقل نیز نخواهد بود، اما آیا دلیل معتبر تعبدی بر تاثیر چشم زدن وجود دارد؟
🔸معمولاً آیه ۵۱ سوره قلم برای اثبات این مدعا بیان می شود. در این آیه آمده: «وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» در این آیه از ماده ازلاق استفاده شده و چون آن را به معنای آسیب رساندن با چشم معنا کرده اند، بسیاری این را همان معنای چشم زخم دانستهاند. اما علامه طباطبایی هرچند ظاهراً تاثیر نفسانی چشم را پذیرفتهاند، اما این معنا را نیز نقل کردهاند که ممکن است مراد تیزی نگاه خشمگین کفار باشد. (المیزان، ج۱۹، ص۳۸۹)
🔹در حکمت ۴۰۰ نهج البلاغة (نسخه صبحی صالح) آمده: «العین حق» یعنی چشم زدن واقعیت دارد. همچنین در کتاب کافی نیز از حضرت رضا علیه السلام درباره چشم زخم روایت شده و راه جلوگیری از آن، اموری مانند قرائت سوره حمد، فلق، ناس و آیة الکسی ذکر شده است. (کافی، ج۶، ص۵۰۳)
🔸البته برای تشکیک در سند این روایات مجال وجود دارد، اما با این حال برای اموری مانند خواندن آیه «و ان یکاد...» در دفع چشم زخم، دلیلی در روایات شیعه یافت نشد. اما از برخی عالمان اهل سنت (حسن بصری) خواندن این آیه برای دفع چشم زخم توصیه شده. (جامع الاخبار، ص۱۵۷؛ ظاهراً برخی گمان کردهاند این نقل از حضرت مجتبی علیه السلام است که صحیح نیست.)
🔹امام موسی صدر از جمله عالمان شیعی است که موضع منفی در قبال چشم زخم گرفته است. ایشان چشم زخم را از باورهای شرک آلود قدیمی دانسته و گفتهاند: «ما نه هر چیزی را انکار میکنیم و نه هر چیزی را میپذیریم...چشم زدن به این معنا که فردی با چشم خود کسی را ببیند و از قیافه او یا لباس یا خانه یا فرزند یا ثروت او خوشش بیاید و در نتیجه او را چشم بزند و سبب نابودی او شود، چنین چیزی را نمیپذیرم و دلیلی برای آن وجود ندارد. اما در مورد حسد به این معنا[ست] که فرد حسود به شما دشنام دهد و بر ضد شما توطئه بچیند. «و من شرّ حاسد اذا حسد» چرا از شرّ حسود به خدا پناه میبریم؟ چون به ما زیان میرساند؛ نه با چشمش بلکه با زبان و رفتار و توطئه چینی و فعالیت بر ضد ما...اینکه بین مردم رایج است که آیه «و ان یکاد..» را روی قطعهای طلا مینویسند و به سینه نوزاد میآویزند و میگویند که برای جلوگیری از چشم زخم است و پیامبر نیز چشم خورد و...من شخصاً به این چیزها اعتقاد ندارم و آیه مزبور نیز اساساً معنای دیگری غیر از چشم زخم دارد.» (فقه زندگی، ص۲۶۲ به نقل از قولوا لا اله الا الله، ص۶۹)
@Hadith1398
🔸دو روایت از امام هادی علیه السلام
🔻تاثیر امامت امام در عبودیتشان
از هارون بن فضل نقل شده که گفت: در همان روزی که حضرت جواد از دنیا رفتند، حضرت هادی را دیدم. حضرت هادی فرمود: انا لله و انا الیه راجعون، پدرم از دنیا رفت. به ایشان عرض شد چگونه فهمیدید که ایشان از دنیا رفتهاند؟ فرمود: خودم را چنان در محضر خداوند ذلیل و کوچک میبینم که قبلا این چنین نبودم. (كافي ج1، ص381)
🔻به جای چاپلوسی، حُسن نیت نشان بده
شهید اول نقل کرده که حضرت هادی علیه السلام به كسى كه در تمجید از ايشان افراط كرده بود، فرمودند: از اين كار خوددارى كن؛ چون چاپلوسی زیاد، موجب بد گمانی میشود. [شاید به این معنا که امام را در معرض سوء ظنّ دیگران قرار میدهد.] و هرگاه با برادر قابل اعتمادت ملاقات کردی، از تملّق او دست بردار و حسن نيّت نشان بده. (الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة، ص42)
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔸دو روایت از امام هادی علیه السلام 🔻تاثیر امامت امام در عبودیتشان از هارون بن فضل نقل شده که گفت:
متن عربی روایات:
علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْفَضْلِ الشَّهْبَانِي عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا.
من كلام الإمام عليّ النّقيّ عليه السّلام...قال لبعض- و قد أكثر من إفراط الثّناء عليه-: أقبل على شأنك؛ فإن كثرة الثّناء تهجم على الظّنّة، و إذا حللت من أخيك في محلّ الثّقة فاعدل عن الملق إلى حسن النّيّة.
📝موعظه حضرت عیسی درباره خودپسندی
🔹از حضرت عیسی علیه السلام چنین نقل شده: «سخن حقی به شما میگویم! ای بندگان دنیا! برخی از شما از دیگری به دلیل گمانی که دارد، متنفر میشود اما با اینکه به کارهای بد خودش یقین دارد، از خودش متنفر نیست!
برخی از شما هنگامی که عیب حقی به او گرفته میشود، عصبانی میشود، ولی خوشحال میشود اگر به خصلتی که در او نیست، مدح شود!»
🔸بحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ يَا عَبِيدَ الدُّنْيَا إِنَّ أَحَدَكُمْ يُبْغِضُ صَاحِبَهُ عَلَى الظَّنِّ وَ لَا يُبْغِضُ نَفْسَهُ عَلَى الْيَقِينُ بِحَقِّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَغْضَبُ إِذَا ذُكِرَ لَهُ بَعْضُ عُيُوبِهِ وَ هِيَ حَقٌّ وَ يَفْرَحُ إِذَا مُدِحَ بِمَا لَيْسَ فِيهِ
🔗تحف العقول، ص 511
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝توصیه حضرت جواد به خانوادهها در امر ازدواج
🔹از حسين بن بشّار نقل شده که به امام جواد علیه السلام نامه نوشتم و پرسیدم: «شخصی از دخترم خواستگارى كرده، [تكليف من چيست؟]» حضرت فرمود: «هرگاه کسی برای خواستگاری دختر شما آمد و دين و امانتداریاش رضايت بخش بود، هركس كه باشد با وى وصلت نمایيد و اگر اين كار را نكنيد، باعث بروز فتنه و فسادی بزرگ میشود.»
🔸روَى مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِيدِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي رَجُلٍ خَطَبَ إِلَيَّ فَكَتَبَ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ كَائِناً مَنْ كَانَ فَزَوِّجُوهُ وَ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ.
🔗کتاب من لا يحضره الفقيه، ج3، ص393 و با اندکی تفاوت در کافی، ج5، ص347 و تهذیب، ج7، ص396
@Hadith1398
📝امیر المومنین و دوری از تشریفات
🔹نقل شده امام علی علیه السلام تنها در بازارها قدم میزدند و اشخاص گمراه را راهنمایی و افراد ناتوان را کمک می کردند. نزد فروشندگان و بقالها میرفتند و این آیه قرآن را برای آنها میخواندند: «آن خانه آخرت (بهشت برين) را ويژه كسانى قرار مىدهيم كه خواهان زورگويى در زمين و تسلّط بر بندگان خدا نباشند و نخواهند فسادانگيزى كنند و مرتكب نافرمانى خدا شوند. و فرجام نيكو (سراى آخرت) از آن تقواپيشگان است.» (قصص، 83)
أَنَّهُ كَانَ ع يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَحْدَهُ وَ هُوَ ذَاكَ يُرْشِدُ الضَّالَّ وَ يُعِينُ الضَّعِيفَ وَ يَمُرُّ بِالْبَيَّاعِ وَ الْبَقَّالِ فَيَفْتَحُ عَلَيْهِ الْقُرْآنَ وَ يَقْرَأُ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها.
🔸همچنین نقل شده امام علی در حالی که سوار بر مرکب بودند، اصحابشان دنبال ایشان راه افتادند. ایشان به آنها فرمود: «آیا کاری با من دارید؟» گفتند: نه! اما دوست داریم همراه شما راه برویم. امام فرمود: «برگردید! قدم زدن پشت سر افراد باعث فساد قلوب میشود.»
خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى أَصْحَابِهِ وَ هُوَ رَاكِبٌ فَمَشَوْا مَعَهُ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ أَ لَكُمْ حَاجَةٌ قَالُوا لَا وَ لَكِنَّا نُحِبُّ أَنْ نَمْشِيَ مَعَكَ فَقَالَ لَهُمُ انْصَرِفُوا وَ ارْجِعُوا النِّعَالُ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مُفْسِدَةُ الْقُلُوبِ.
🔗مناقب آل ابی طالب، ج2، ص104
@Hadith1398
📝سه خصلتی که پیامبران هم از آن ایمن نبودهاند
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: سه چيز است كه پيامبر و كمتر از پيامبر از آن مصون نیستند؛ تفكر كردن در وسوسههاى راجع به خلقت و آفرينش* (كه به انسان دست ميدهد) فال بد زدن و حسادت کردن جز اینکه مومن حسادت خود را به كار نمیگیرد (در اثر حسادت به فكر سلب نعمت از کسی نميافتد و كارى انجام نمیدهد.)
🔸علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن أبي مالك الحضرمي عن حمزة بن حمران عن أبي عبد الله ع قال: ثلاثة لم ينج منها نبي فمن دونه التفكر في الوسوسة في الخلق و الطيرة و الحسد إلا أن المؤمن لا يستعمل حسده.
🔗کافی، ج8، ص108
*این فقره از روایت طور دیگری هم تفسیر شده و آن اینکه منظور از خلق، خلقت نباشد و مراد وسوسه شیطان در انسان درباره مردم باشد به این صورت که گمان بد به آنها پیدا کند. (نک: مرآة العقول، ج11، ص393)
@Hadith1398
📝مذمت خود و اعتراف به کوتاهی در عبادت خداوند
🔹از امام کاظم علیه السلام (یا امام رضا علیه السلام) چنین نقل شده: مردی از بنی اسرائیل چهل سال خداوند را عبادت کرد، سپس قربانی در راه خدا کرد اما قبول نشد! به همین دلیل به خودش گفت: از روی هوای نفست این کار را کردی و گناه از خودت بوده که قربانیات قبول نشده. خداوند به او الهام کرد: «اینکه خودت را مذمت کردی، از آن چهل سال عبادتت بهتر بود!»
🔸عنْهُ [عدة من أصحابنا عن أحمد بن أبي عبد الله] عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ إِنَّ رَجُلًا فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ عَبَدَ اللَّهَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ثُمَّ قَرَّبَ قُرْبَاناً فَلَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فَقَالَ لِنَفْسِهِ مَا أُتِيتُ إِلَّا مِنْكِ وَ مَا الذَّنْبُ إِلَّا لَكِ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ ذَمُّكَ لِنَفْسِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَتِكَ أَرْبَعِينَ سَنَةً.
🔗کافی، ج2، ص73
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝سیاست هارون الرشید در قبال امام کاظم علیه السلام
🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهیهای بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.»
🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگیها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در میآورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد)
🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران میکنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمیدانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانوادهاش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!»
🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج1، ص90 تا 92
@Hadith1398