21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید
📜 آخرین زیارت
آخرین تشرف خادم الرضا علیهالسلام شهید آیت الله رئیسی به حرم مطهر حضرت معصومه سلاماللهعلیها | ۱۰ روز پیش از شهادت
📖 کانال حدیث اهل بیت
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید
📜 قدر بودنت را ندانستیم...
🌺 به روح بلند شهید آیت الله رئیسی رحمهالله، صلواتی هدیه کنیم.
📖 کانال حدیث اهل بیت
آیت الله ریشهریانقطاع، شرط اجابت دعا - آیت الله ریشهری.mp3
زمان:
حجم:
544.2K
#بشنوید
📜 انقطاع، شرط اجابت دعا
🎙 آیت الله ریشهری رحمهالله
یا صاحب الزمان!
شما برای ما دعا کنید...
📖 کانال حدیث اهل بیت
حدیث اهل بیت(ع)
#بشنوید
📜 سیره مبارزاتی پیامبر خاتم صلواتاللهعلیه
🎙 استاد سیّد محمّدکاظم طباطبایی
📖 کانال حدیث اهل بیت
حدیث اهل بیت(ع)
#بشنوید
📜 سیره مبارزاتی امام سجّاد علیهالسلام
🎙 دکتر احمد غلامعلی
📖 کانال حدیث اهل بیت
📜 خدمت به زائران مشهد در ۱۱۰۰ سال پیش
✍🏻 مصطفی قناعتگر
کهنترین گزارش در مورد خدمت به زائران امام رضا علیهالسلام، گزارشی است در کتاب عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق (درگذشته ۳۸۱ ق). این گزارش باواسطه و به نقل از ابومنصور محمد بن عبد الرزاق (کشتهشده در ۳۵۰ ق) است. ابومنصور، سپهسالار مشهور خراسان در دوره سامانی، حاكم طوس و بانیِ شاهنامهای منثور، معروف به شاهنامه ابومنصوری است. این شاهنامه به بیان داستانهای ایران باستان پرداخته است که شوربختانه، جز مقدمه آن باقی نمانده است. شاهنامه ابومنصوری خیلی زود چنان شهرت و اعتباری یافت که دقیقیِ شاعر، تصمیم گرفت آن را به نظم درآورد. هرچند کار او ناتمام ماند، اما همان بخشِ نیمهتمام به مهمترین منبعی بدل شد که فردوسی بر پایه آن، شاهنامه منظوم خود را پدید آورد.
ابومنصور به دلیل کرامتی که از مزار امام رضا علیهالسلام دیده بود، متحول شد و از دشمنی با ایشان و زائرانشان دست کشید و خود را بر خدمت به زائران این حرم پایبند کرد.
گزارش به این شرح است:
شیخ صدوق نقل میکند که ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل سلیطی برای ما از حاکم رازی که همدم و مصاحب ابوجعفر عتبی بود روایت کرد که روزی، ابوجعفر عتبی مرا برای رساندن پیغامی نزد ابومنصور محمد بن عبدالرازق فرستاد. وقتی روز پنجشنبه فرا رسید، از او اجازه خواستم تا به زیارت حضرت رضا علیهالسلام مشرّف شوم. او گفت: پیش از رفتنت، از من سخنی بشنو که خود در ارتباط با این مزار مقدس تجربه کردهام.
در جوانی بر اهالی این مشهد سخت میگرفتم و در مسیر، متعرض زائران میشدم، لباسها و خرجیشان را میگرفتم و اموالشان را غارت میکردم. تا اینکه روزی برای شکار بیرون رفتم و آهویی را دیدم. یوز شکاری خود را به تعقیب آن فرستادم. یوز پیوسته در پی آهو میدوید تا آنکه آهو به صحن این مشهد مقدس پناه آورد. در آنجا ایستاد و یوز نیز ایستاد، نزدیک آهو نشد. هرچه کوشیدیم تا یوز به سوی او حمله کند، نرفت. هرگاه آهو از جای خود حرکت میکرد، یوز دوباره به تعقیبش برمیخاست؛ اما همین که به حریم مشهد پناه میآورد، بازمیایستاد.
سرانجام، آهو وارد یکی از حجرههای صحن شد. من نیز به صحن آمدم و از ابونصر مقری پرسیدم: «آن آهویی که همین الان به اینجا آمد کجاست؟» گفت: «من او را ندیدم» وارد آن مکان شدم و تنها فضله و اثر پای آهو را دیدم، اما خود او ناپدید شده بود.
در همان لحظه نذر کردم که دیگر هیچگاه زائران را نیازارم و جز به نیکی و خدمت به آنان برخورد نکنم. پس از آن، هرگاه مشکلی برایم پیش میآمد، به این مشهد شریف پناه میآوردم، با گریه و تضرع زیارت میکردم و حاجتم را از خداوند میخواستم و حاجتم برآورده میشد.
یک بار از خداوند خواستم که پسری به من عطا کند. خداوند دعایم را مستجاب کرد و فرزندی به من بخشید. وقتی او به سن بلوغ رسید، کشته شد. بار دیگر به این آستان بازگشتم و از خدا فرزند دیگری خواستم و باز خدا پسر دیگری به من عطا کرد.
هیچ حاجتی را در این مکان از خدا نخواستم جز اینکه برآورده شد. اینهاست آنچه من از برکت این مشهد شریف مشاهده کردهام. درود بر صاحب این آستان.
📗 عيون أخبار الرضا عليهالسلام: ج ۲ ص ۲۸۵.
⭕️ منبع
📖 کانال حدیث اهل بیت