eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
398 دنبال‌کننده
205 عکس
72 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ همرآه مآ باشید.🖤 ه‍ــوات‍ـــو داری‍ـــــم ، ه‍ــــم‍ــــه ج‍ـــــا ک‍ــــن‍ــــارت‍ــــی‍ــــم✨🤍 مالک : @Faty_021_12 کدمون:📝𝟭𝟬𝟯 "عضو جمعیت نویسندگان📖 "
مشاهده در ایتا
دانلود
رونمایی از پروف جدید امار ۷٠ فقط ۵نفر✋🏻
عی بابا پارت نداد که🦦
دارم میپارتم
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:51…🖤 چند نفر با چوب اومدن شیشه های ماشینو شکستن و فرار کردن.... باران:😖 علیرضا:خوبی؟؟ علیرضا از ماشین پیاده شد ولی اونا دیگه رفته بودن.. باران:علیرضاااا علیرضا بیا بشین تو ماشینن بیااا [خونه سوگند] سوگند:میلاد میلاد:جانم سوگند:برا فردا برنامه ریختی؟! میلاد:آره دورت بگردم تو نگران هیچی نباش من همشو اوکی کردم فقط تو مراقب خودت و نینی کوچولومون باش سوگند:باشه😂 [ماشین علیرضا] باران:علیرضا تو واقعا نمیخوای زنگ بزنی به پلیس؟ علیرضا:زنگ میزنم......... باران:پس کیی؟! علیرضا:زنگ میزنم...ولی باران:ولی چی علیرضا اومدن شیشه های ماشینتو ریختن رو سرت بعد تو اینجا داری معطل میکنیی علیرضا:دفه اول نیس آخه باران:یعنی چی!! علیرضا:ماجرا داره من وقتی بچه بودم بابام یه قتل انجام داد باران:😐 علیرضا:....که از عمد نبود.... باران:خو چرا نگفتی به من... علیرضا:آخه بعدش بابام اعـ..دام شد ولی خانواده کسی که به قتل رسیده بود دست از سرمون برنداشتن و تازه بدبختی های ما شروع شد...... باران:نکنه ماجرای اینم همونه😑 علیرضا:آره ولی حالا این قضیه باید هر چه زود تر تموم شه من نمیخوام آسیبی به تو برسه باران بیا زود تر عقد کنیم باران:عقد کنیم مثلا اینا مزاحم تو نمیشن؟! علیرضا:چرا ولی میخام هر چی که میشه مال خودم باشی باران:هوفف.... [شرکت] گندم:آقای مهندس وقت داری یه ساعت؟! حامی:من برای شما همیشه وقت دارم! گندم:عیشششش حالم به هم میخوره اینطوری حرف نزن حامییی حامی:وا😐 گندم:بلند شو بریم جلسه داریم حامی:میدونم بریم [بیرون شرکت] گندم و حامی میخواستن سوار ماشین بشن که ماشین علیرضا اینا رسید گندم:یاااا خدااا چیشدههه علیرضا:سلام هیچی بابا😂 حامی:داداش ماشین چرا اینطوریه😳 باران:سلام گندم:سلام چیشده آخهه باران:هیچی بابا چند تا وحـ..شی اومدن شیشه ماشینو شکوندن😒 گندم:وااا حامی:خب شما هم همینجوری وایسادین نگا کردین؟؟😐 علیرضا:خب حالا برات تعریف میکنم..بیاین بریم داخل حامی:ما داریم میریم باران:کجا گندم:جلسه داریم شما برین داخل باران:باشه خدافظ [جلسه] گندم:سلام حامی:سلام منشی:سلام حامی:با آقای باقری جلسه داریم منشی:آقای صالحی درسته؟ حامی:بله منشی:آقا گفتن بهتون بگم این قرارداد فسخه گندم:بلههه؟؟؟؟ منشی:خانوم قرار داد لغو شده حامی:ولی با ما درباره این موضوع هیچ صحبتی نکردن گندم:مگه بچه بازیه ما چند ماهه داریم زحمت میکشیممم منشی:بفرمایید خواهش میکنم حامی:بیا بریم گندم:یعنی چی بریم حامییی حامی:بیا بریم ولش کن [ماشین حامی] گندم:چرا بیخیال شدی حامی ما چند ماهه داریم رو این پروژه کار میکنیممم این همه زحمت کشیدیم بعد حالا اینا اومدن فسخش کردننن!!! حامی:میدونم ولی الان بحث کردن فایده نداره باید بفهمیم چرا لغو شده گندم:آخه بدون هیچ توضیحییی؟؟ حامی:بزار امشب به باقری زنگ میزنم باهاش صحبت میکنم ببینم قضیه چیه عجله نکن.... ادامه⃢ دارد...🤍🖤
برم یکی دیگه تایپ کنم