eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
372 دنبال‌کننده
204 عکس
72 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:66…🖤 [نیم ساعت بعد] جانا:من عینک دودی لازمم گندم:اوکی بریم اونجا [عینک فروشی] جانا:سفیدرو بردارم؟ سارا:نه مشکیه گندم:بنظرم مشکیه بهت میاد جانا:خب اوکی بریم دیگه آقا اینو لطفا حساب کنید فروشنده:قابل شما رو نداره رمزتون؟ جانا:۵۲۹۷ فروشنده:مبارکتون باشه گندم:خب دخترا بریم یه ناهار بزنیم؟ سارا:اوهوم موافقم جانا:منم همینطور،ضعف کردم [رستوران] گارسون:سلام خانوما خوش اومدین چی میل دارین؟ سارا:من یه پیتزا سفارش میدم🙃 گارسون:نوشیدنی؟ سارا:هیچی گندم:جانا خانوم تو چی؟ جانا:استیک گوشت😋 خودت چی میخوری؟ گندم:اممم منم هوس پیتزا کردم جانا:همینا فعلا گارسون:چشم گندم:خب چن روز میمونیم انزلی؟ جانا:دو سه روز بمونیم بعدش بریم بقیه شهر های شمال گندم:اوکیه سارا:من بد..بخت با ماشین کی بیام؟😒 گندم:با ما بیا دیگه دیگه سارا:باشهه😁 گارسون:بفرمایین سفارشاتون گندم:متشکر [دو ساعت بعد] گندم:خدافظ👋🏻 جانا:خدافظ عزیزمم گندم:جانا و سارا رو رسوندم خونه خودمم برگشتم خونه،وای که چقد خسته بودم گوشیم زنگ خورد حامی بود الو حامی:سلام ع..ش....قم کجایی گندم:سلام من تازه رسیدم خونه حامی:اجازه هس بیام؟ گندم:کجا؟! حامی:خونه شما گندم:آها،آره آره بیا دلم برات تنگ شده🥺 حامی:اوکی اومدم [نیم ساعت بعد] +زنگ در گندم:سلامممممم🥺🫂 حامی:سلام ق..رب..ونت برممم گندم:بیا تو حامی:رفتین خرید؟ گندم:اوهوم اینارو خریدم من قشنگن؟ حامی:عالینن😍 گندم:بیا بشین دیگه تو کجا بودی از صب؟ حامی:منم شرکت بودم داشتم کارا رو تموم میکردم گندم:دستت درد نکنه🙃 چیزی میخوری؟ حامی:نه مرسی گندم:نه بزا یه چیزی بیارم دیگه😂 حامی:«زل زد به گندم» گندم:چته؟ حامی:حقیقتش من از بچگی دوس داشتم دور دنیا بگردم،الانم که دنیامو پیدا کردم اجازه میدی دورت بگردم؟! گندم:وایییییییی🥺 حامی:چیشد؟ گندم:ذوق کردم🥺😂 حامی:قربون ذوقت بشم من😂 ادامه⃢ دارد...🤍🖤
سلام سلام🌚 صبحتون زیبا به اندازه آقای صالحی🌅 امیدوارم روز خوبی رو پشت سر بزارید
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:67…🖤 گندم:🥺🤍✨ حامی:وسایلاتو جمع کردی؟ گندم:نه بابا اژ صب بیرون بودم الان دارم جمع میکنم،تو چی حامی:من صب جمع کردم،کمک خواستی بگو گندم:باشه مرسی،بنظرت چند تا کیف بردارم؟ حامی:دو تا بردار زیاد جاتم نگیره گندم:باشه خب لباسامم بزارم توش حامی:تموم شد؟ گندم:آره حامی:خب بریم گندم:کجا حامی:هوا تاریک شده گندم:خب که چی حامی:بریم دونفری بیرون گندم:باشه🥺 حامی:بپوش لباساتو بریم [ماشین حامی] حامی:بریم دو تا نوشیدنی بزنیم؟ گندم:امم باشه [کافه] حامی:خب گندم خانوم بفرمایید🍹 گندم:مرسییی حامی:😁 گندم:میگم ما فردا ساعت پنج صب باید بلند شیما الان ساعت دوازده هنوز نخوابیدیم😂 حامی:اشکال نداره بابا بیخیال تو ماشین میخوابی فردا😂 گندم:😐😂 حامی:چشاتو ببند گندم:«چشاشو بست» حامی:حالا باز کن گندم:عههههههههههه این چه قشنگهههههه🥺🥺💘 حامی:مبارکت😂 گندم:به چه مناسبت؟!! حامی:مگه حتما باید مناسبت داشته باشه گندم:حامیی تو خیلی خوبیییی😭 (نویسنده:حامی بهش گردنبند داد) حامی:نوشیدنیتو بخور گرم میشه😂 گندم:بلند شو بریم دیگه دیره ها😂 [خونه گندم] گندم:چمدون تو کو؟ حامی:تو ماشینه گندم:باشه پس همه چی آمادس بخوابیم دیگه🥱 حامی:باشه شبت بخیر عزیزم😂 [فردا صبح] [خونه گندم] گندم:حامیییییییی چمدونمو گذاشتی تو ماشیننن؟؟؟ حامی:آره عشقم گذاشتم داد نزن که کر شدم😐 گندم:باشه ببخشید😂بریم دیگه حامی:بریم [جلوی در خونه لیلا و حمید] جانا:سلاممم صبحتون بخیرر😄 گندم:سلامم صب شمام بخیررر✨ حامی:سلام سلامم سعید:به آقا حامی حامی:چطوری سارا:سلام من اومدمم😁 گندم:سلام عزیزمم جانا:خوش اومدیی بریم دیگه گندم:راس میگه جانا دیر میشه،سارا جون سوار شو بریم سارا:اوکی [ماشین حامی] حامی:ایشالا که همتون چمدون هاتونو آوردین دیگه قرار نیس که برگردیم؟ سارا:نه خیالت راحت😂 گندم:ساعت چن قراره برسیم؟ حامی:از تهران تا رشت پنج شیش ساعت راهه،تا انزلی ام....همون تقریبی پنج شیش ساعته دیگه [دو ساعت بعد] سارا:داداش خسته شدی بزن بغل من برونم حامی:نه بابا سارا:عه بزن دیگه حامی:باشه😂 سارا:تو و گندم برین پشت بشینین زن و شوهری راحت😂 حامی:😐 گندم:😂 حامی:هوففف گندم:خوابم میاد🥱 حامی:سرتو بزار رو شونم بخواب😌 گندم:نچ تکیه میدم به پنجره چرا بزارم رو شونه تو😒 حامی:گل من ماشین تکون میخوره سرت درد میگیره گندم:راس میگی😔باشه میزارم حامی:😂 ادامه⃢ دارد...🤍🖤
اد جدید هستم 🎀💘
خوش اومدی عزیزمــ🤍