هدایت شده از ۫۫ ۫𝐇ׅ𝐚ׂ𝐚ׅ𝐦ׂ𝐢ׅ 𝐦ׂ𝐚ׅ𝐡ׂ ۫۫
دخترا برا ۱۲ روز دیگه میخام بابامو سوپرایز کنم یه ادیت براش بزنمممم
مشکل اینکهه کلیپشو پیدا نمیکنمم
اگرر میتونین کمکم کنید تو پیدا کردن کلیپی که میخوام از تو تیکتاک یا اینستاگرام؛بیاین پیوی @Salva_HM
هدایت شده از < ف͜͡ن͜͡ ح͜͡ا͜͡م͜͡ی ص͜͡ا͜͡ل͜͡ح͜͡ی❤️ >.
دوستان من واقعا نمیدونم چیکار کنم😭
بین دوراهی گیر کردم😭😭
پارت دوم یا سوم رمان بود که نرجس داخل کانالش گذاشت که دمان درمورد حامیم ننویسید،منم توجهی نکردم،گفتم همه میزارن،چرا فقط من نزارم،خلاصه که به نوشتن ادامه دادم،تااا پارت شیشم،پارت شیشم گفتم نکنه حامیم راضی نباشه،نکنه اون دنیا پام گیرشه😭،خلاصه همینطور که فهمیدید یه مدت به نوشتنش ادامه ندادم،تااا چند روز پیش،که با خودم گفتم من که نوشتم،دیکه باید به نوشتن ادامه بدم،ممکنه فالوور ها منتظر باشن،خلاصه که ادامه ش دادم،الان دوباره عضاب وجدان گرفتم😭
بیاید پی بگید چیکار کنم،اگه واقعا دوس دارید ببینید بقیه ش چی میشه من ادامه میدم،اگه مهم نیس چه بهتر،ادامه نمیدم🥲🙏
راستش اون روزی که رفتم کنسرت میخواستم نظر خود حامیم رو بپرسم که خب متاسفانه پشت صحنه نداشت🥲💔
اینم آیدیم،ببینم نظرتون چیه: @Ala_Nokani10
@salehefann
هدایت شده از Frozentears🩸🥀
امروز پارت اول رمان جدیدو بدم یا نه؟؟ ساعت چند بدم؟؟https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_luxww7n&btn=ناشناس
هدایت شده از < ف͜͡ن͜͡ ح͜͡ا͜͡م͜͡ی ص͜͡ا͜͡ل͜͡ح͜͡ی❤️ >.
درسته من تاسال دیکه قرار نیس حامیم رو ببینم،ولی همیشه یه ماه خوشگل تو آسمون هست،که هروقت ببینمش یاد حامبم بیوفتم🥲✨🛐
هدایت شده از 𝐂𝐚𝐟𝐞 𝐡𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦☕🎻
این عکس تولد 5 سالگی حامی رو دیدی؟🤨❤️🩹
مطمعنم که ندیدی 😌 ✨
ولی ناراحت نباش، چون این چنل آمار 1350 مییزارتش🎀🤩
آمار الان؟ 1245
آمار خزش؟ 1350
پس جوین بده تا از دست ندادیش 🌝 ✨
https://eitaa.com/joinchat/3709273629Ce8c29198a8
هدایت شده از ⊹ׂ⃬۫ 𝗠ׅ𝗲ׂ𝗹ׅ𝗼ׂ𝗱ׅ𝗶ׂ 𝗠ׅ𝗮ׂ𝗵ׅ ᩠໋࣪꣹۫
"Happy 580 members "💆🏻♀️🌀✨
فور حساب نشه*
هدایت شده از < ف͜͡ن͜͡ ح͜͡ا͜͡م͜͡ی ص͜͡ا͜͡ل͜͡ح͜͡ی❤️ >.
امشب شب مهمیه بچم کیش اجرا داره😂✨
بااید گدارش بدم😭😂✨
*حالا قولم نمیدم ببینم چی میشه🦦
ولی به احتمال بالا میزارم
@salehefann
هدایت شده از 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕✩
سلاممم
حرف بزنیم<با من ریحانه>؟🥂😉
ناشناسو پر کنید شب بیام همرو جواب میدم 💆🏽♀️🥹
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_c4cdn84&btn=حرف.بزنیم.؟🥂😉
هدایت شده از Frozentears🩸🥀
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای قدمهایش را در تاریکی میشنوم… او نیست که دنبال من میگردد، او دارد من را شکار میکند.»
من فقط یک شاهد بودم؛ یک تصادفِ مرگبار در شبی که سایهها زنده بودند.
او مردی نیست که بشود از او فرار کرد؛ او خودِ تاریکی است.
حالا میان دو انتخاب ماندهام:
یا زیر سایهی بیرحمیاش بمیرم، یا در آغوش خطرناکترین قاتلی که تا به حال دیدهام، زندگی کنم.
ادامه رمان در چنل زیر
https://eitaa.com/Frozentears