eitaa logo
Frozentears🩸🥀
207 دنبال‌کننده
56 عکس
14 ویدیو
5 فایل
اشک های یخ زده 🩸🍷 <عضو جمعیت نویسندگان> 📝𝟭𝟮𝟳 "شروع‌ مون 1405/3/8"
مشاهده در ایتا
دانلود
Frozentears🩸🥀
عالییییی🥺
مرسیییی ناناس🥹🥹
Frozentears🩸🥀
ورقـ اولـ تـقـدیـمـ نـگـاهـ زیـبـاتـونـ🍷 شـنـیـدار نـظـراتـتـونـ هـسـتـمـ 🍷 https://eitaa.com/nashen
پارت اول چه حس‌و حالی داشت؟ دوست داری رمانو ادامه بدم؟ شخصیت ها خوبن؟؟
Frozentears🩸🥀
عالیه دختررررر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بریم برای پارت♥️
Frozen tears🩸🥀 Written by Anita🩸 🥀 Part:2🩸🥀 بعد از رفتن آرین، سکوت دوباره به کافه برگشت. برفین هنوز از حرف‌های آرین می‌لرزید از ترس و استرسی که ریخته بود به جانش. نگاهش افتاد به جسد بی‌جان وسط کافه. با دست‌های لرزان رفت طرفش. خون مثل سیلاب کف کافه را گرفته بود. برفین هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد؛ کوچک‌ترین حرکتش می‌تونست یه دردسر بزرگ درست کنه. چشمش که به دوربین‌های کافه افتاد، یه لبخند گوشه لباش نشست. فکر می‌کرد همه چیز توی اون دوربین‌ها ضبط شده غافل از اینکه آرین خیلی باهوش‌تر از این حرف‌است. با ترس و لرز از کافه زد بیرون. بارون هنوز می‌بارید، این بار حتی تندتر. اشک‌های برفین توی بارون شب گم شده بود. با تمام قدرت می‌دوید. یهو پاهاش سر خورد و نفهمید کی به زمین خورده. لباسش خیس خیس شده بود، دست و پاهاش زخمی بودن. دیگه توان حرکت نداشت اما ترس از اینکه آرین، همون مرد سیاه‌پوش، پیداش کنه، نمی‌ذاشت از دویدن بايسته‌. ادامه دارد...
هدایت شده از عشـــق در نگـاه اولـ🫂
193.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمل به قول آوردم براتون مطمئنم این ویدیو از دیانا بهادر که داره توی اورژانس گریه می‌کنه رو ندیدید😢 فقط کافیه ۱۵۰ تایی بشیم براتون میزارم امارتون:۱۳۲ اماری که خزش میکنم:۱۵۲
https://eitaa.com/joinchat/159319799C8be9581e1a چنل جدیدم میاید؟ _فور حساب نکن بد موقع بود پاک کن