Frozen tears🩸🥀
Written by Anita🩸 🥀
Part:1🩸🥀
برفین مانند هر شب، در کافهای قدیمی با دیوارهای کاهگلی، در پنجره های چوبی با تزئینات قدیمی ودر عین حال شیک، به کار خود مشغول بود نور ملایم لامپهای قدیمی روی صورتش میافتاد و او با آرامش فنجانها را میشست غافل از اینکه این شب، شب عادی نخواهد بود
بعد از چند ثانیه سایه مردی بر در کافه میافتد. آن شب سرد زمستانی، باد تندی میوزید و همراه با باران شدید و رعد و برقهای ناگهانی، نور کافه کمکم محو شد. پنجرهها با صدای بلندی باز و بسته شدند و هر بار که رعدو برق میپیچید،
برفی حس میکرد قلبش در سینه یخ میزند. در آن فضای ترسناک، جز صاحب کافه و برفین، کسی حضور نداشت. بوی نم و چوب خیس در هوا پیچیده بود و باد از شکاف در، مثل نالهای وحشتناک وارد میشد.
برفین تلاش کرد در آن تاریکی مطلق، چهره مرد را تشخیص دهد. صاحب کافه به سمت او حرکت کرد، اما به محض دیدن چهره مرد سیاهپوش، دچار وحشت شد و ناگهان صدای شلیک گلولهای به
گوش رسید. صاحب کافه در همان کافه سقوط کرد. درست همان مرد سیاهپوش، در سکوت شب، قدم به داخل گذاشت. آرین با چشمانی تیره و سرد، برفی را از بالا به پایین نگاه کرد و با صدایی آرام و مرموز که مثل یخ در رگها نفوذ میکرد، زمزمه کرد: «حالا فقط من و تو...تا صبح.
برفی عقب رفت تا به دیوار چوبی رسید، اما مرد با هر قدمش، تاریکی را سنگینتر میکرد. خون صاحب کافه آرام روی کف پخش میشد و رعد و برق بیرون، سایه آرین را مثل غولی ترسناک روی دیوار میکشید.
آرین به طرف برفی حرکت کرد خیلی آرام برفین که داشت میلرزید چاقوی برداشت باصدای که به زور به گوش میرسید با ترس ولرزه زمزمه کرد<<نیا..نیاجلو..میزنم..دارم..راست..میگم..بخدا..میزنم>>
خنده آرین در سکوت کافه پیچید وبا خند گفت<<تو گربهی وحشی میخوای منو بزنی نترس فعلا کاریت ندارم ولی بدجور تو فکرم افتادی توشاهد قتل بودی پس خودتم باید به قتل برسی گربهی وحشی، فعلا>>بعد باخندهی ترسناک از کافه
خارج شد«آرین، پس از انجام قتل، در تاریکی محو شد؛ اما حضورش پایان نیافته و بازگشتی قطعی برای مرتکب شدن به جنایتی دیگر، یا شاید حتی هدف قرار دادن خودِ برفی، در راه است.»
ادامه دارد...
Frozentears🩸🥀
Frozen tears🩸🥀 Written by Anita🩸 🥀 Part:1🩸🥀 برفین مانند هر شب، در کافهای قدیمی با دیوارهای کاهگلی،
ورقـ اولـ تـقـدیـمـ نـگـاهـ زیـبـاتـونـ🍷
شـنـیـدار نـظـراتـتـونـ هـسـتـمـ 🍷
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_luxww7n&btn=ناشناس
Frozentears🩸🥀
ورقـ اولـ تـقـدیـمـ نـگـاهـ زیـبـاتـونـ🍷 شـنـیـدار نـظـراتـتـونـ هـسـتـمـ 🍷 https://eitaa.com/nashen
پارت اول چه حسو حالی داشت؟
دوست داری رمانو ادامه بدم؟
شخصیت ها خوبن؟؟
Frozentears🩸🥀
#شخصیت آرین کمالی🕯 ۲۹ ساله🕯 داداش رانیا🕯 مافیا🕯
وای حامیییییییی