رفقایاهلدل؛
ایستادهایم روی ِ این آمار و تکان نمیخوریم، اما شما خوبی کنید و چندتا آدم با معرفت به این سمت ارسال بفرمائید ..
لطفِ شما مستدام"!
- فورمرامی.
؛
همان علی که میگفت:
اگر تمام عرب باهم همدست شوند
و مقابلم بایستند،
توان مقابله با من را ندارند؛
وقتی حسن و حسین در مسجد
خبر همسرش را برایش آوردند؛
زانویش لرزید و با صورت
به زمین خورد و بیهوش شد ..
آب بر صورتش پاشیدند،
به هوش که آمد فرمود:
ای دختر محمد؛
تا زنده بودی مصیبتم را به تو میگفتم،
بعد از تو چگونه آرام بگیرم . ؟!
بعد از خاکسپاری فاطمهاش،
صورتش را به سمت مزار پیغمبر برگرداند
و فرمود: اگر محذور نداشتم،
و نشستنم در کنار قبر فاطمه
موجب فاش شدن مرقد او نمیشد؛
مانند معتکفان در اینجا اقامت میگزیدم
و مانند زنِ جوان مرده
بر این مصیبت بزرگ شیون و ناله میکردم ..