_ فرض کن ، جوانی بیست و چند ساله ، چهارشانه و میانه قد ،
روی دو کنده ی زانو نشسته و مدام نگاه میدزدد از چشمان
تیزبین و مشتاق پیامبر 'ص' . سخت نفس میکشد و برای
بیان حاجتش شرم میکند .
حال خیال کن ، به فاصله ی یک پرده از همان اتاق در پستوی
اتاق دیگر دختری رشیده ، محجوبانه ایستاده و همانطور که با
پر روسری اش بازی میکند ، مضطرب و ملتهب به صدای مرد
جوان گوش میدهد . .
علی 'ع' میگوید : بله یا محمد قصد ازدواج دارم . چه کسی بهتر
از عزیز و دختر رسول خدا .
و فاطمه 'س' چشمانش را میبندد و لبخند میزند . .
میبینی چه خیال شیرینی ؟
حال ببین در واقعیت چه حلاوتی بوده . . 🤍
مجنونِ|315|
_حَمراء_
-
.
لـیـلی و مـجـنـون هـمـه افـسـٰانـهانـد ؛
عـشـق تـفـسـیـری ز زهــرا و عـلـیسـت .
.
مجنونِ|315|
_حَمراء_
-
-
همه به شما میگویند دوستت دارم!
اما حضرت
علی،به فاطمه چنین گفت: غم تو بیشتر از زخم های خودم مرا میکشد؛✨ - مجنونِ|315|
_حَمراء_
-
گفت پیغمبر اکرم وسط خطبهٔ عقد ؛
چِقَدَرفاطمۀ من به علی میآید .
-حمراء|133|
_حَمراء_
-
-
یا رب به حق یا علیُّ و ناد علی ها ،
امشب برسان فاطمه ها را به علی ها .
-