"مــحزونِ شــاعر "فور نده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_209 موهاش واروم چنگ زد پچ زد؛ _نه! نا مطمئن بهش خیره شدم +قول میدی؟ برگش
#شب_های_قدیمی
#PART_210
_ یه راهی برای اثباتش هست
مبهوت نگاش کردم که گفت ؛
_بیا منو از این در به دری و فکر و خیال نجات بده ...
سری تکون دادم
_الکس
عشق اگر عشق باشه به این چیزا نیازی نداره !!
این چیزی که تو دم ازش میزنی ، عشق نیست ...
منمحاضر نیستم ، به خاطر چیزی که یه هوس زد گذره غرور خودم و زیر سوال ببرم ...
نیدونم چرا این حرف و زدم ولی حرف دلم نبود منطق بودش
دستی توی موهام کشید و گفت
_ شک داری؟!
+به چی؟!
_به اینکه دوست دارم...
موهامو نوازش کرد
_خیلی زیاد !!
و آروم لبـ........ و روی گونم کشید و گفت
– میفهمی چقدر?!
بو...... های کوتاهی زد و پایین تر اومد و آروم و با صدای بم دار پچ زد
– خیلی زیاد..
خیلی زیاد شدی همه چیزِ این الکس!!
میخوام مال من باشی..
اصلا تو بیا ، بشو خانووم من
فقط بزار ببینمت ، خب?!
فقط بزار ببینمت
و بو...... نرمش و ادامه داد..
چشمام و بستم و دست و پاهام لرزید..
خوب کارش و بلد بود!!
خوب راه دلبری رو بلد بود..
هولش دادم عقب در کمال تعجب رفت عقب ..
موهام و کنار گوشم داد و گفت
– بگو کاترینااو..
بگو تو هیچ وقت با مارتینو نبودی
بگو هیچ حسی بهش نداری ، بگو!!
دستم و به ته ریشش کشیدم
+ من از مارتینو متنفر بودم..
بهم پیشنهاد داده بود ، پیش خودش و توی خونه خودش زندگی کنم.
ولی من قبول نکردم..
چون از مارتینو متنفر بودم....
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_210 _ یه راهی برای اثباتش هست مبهوت نگاش کردم که گفت ؛ _بیا منو از این در
#شب_های_قدیمی
#PART_211
لبــاش و تکون داد
– از من چی?!
مــتنفر شدی?!
متنفری?!
سری تکون دادم
+ سعی کردم بشم..
سعی کردم به توأم مثل مارتینو بی تفاوت بشم
اما..
نتونستم
با لبخند گفتم
+ میدونی الکس?!
تو اصلا شبیه مارتینو نیستی..
شبیه هیچ کدوم از مردایی که من تا حالا تو زندگیم دیدم نیستی..
و همین باعث شد نتونم ازت تنفر داشته باشم..
تو برخلاف چهره ات
خیلی خوب و مهربونی!!
خیلی زیاد..
خوبیایی که تو در حقم کردی
دستش و روی لب...... گذاشت و سکوت کردم که در گوشم پچ زد
– من دوست داشتنم و اعتراف کردم..
منه مغرور اینکار و کردم..
تو هم بگو..
بگو دوسم داری ، بگو توأم دلت میخواد باهم باشیم و همهه چی و از نو شروع کنیم!!
و اصلا یادمون نیاد که چیا گذشته..
بگو..
با خجالت خودم و توی گرد...... پنهون کردم و آروم گفتم
+ همیشه دوست داشتم..
من و بالا آورد
– بلند بگو?!
با خنده گفتم
+ میخوای داد بزنم ، همه بشنون?!
– میخوام در گوشم بگی..
طوری که مورمورم بشه..
لبــــ.......ـم و نزدیک گوشش کردم و تا خواستم چیزی بگم ...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قربون یه همچی پسری🫀🥹
#ازیاد_رفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مامانم اصلا بین بچه ها فرق نمیزاره ، اصلاااااا🤣🤍
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق منطق نمیشناسه.... 💔
یهو دیدی گرفتارش شدی 🥲🫀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده سپاس
عشق منطق نمیشناسه.... 💔 یهو دیدی گرفتارش شدی 🥲🫀 #تاسیان ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymo
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا