eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.7هزار دنبال‌کننده
49 عکس
482 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
واستون پارت جذاب و هیجانی آوردم نانازا نانازا🥺🤍✨
بریم بخونیــمش قلبام ؟🥹🩵☁️
غصه نخوریا.. من و پارتام هستیم🙂😂🌼
بفرمایید پارت😂🧿
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_213 _من اصلا خوشم نمیاد که هر دقیقه از مارتینو میپرسی ... اگه بهم اعتماد داری
_الان ام بزار برم به کارم برسم میخوام برم خونه خوابم میاد ... خواستم برم که موهامو کنار داد آروم در گوشم گفت؛ _پس بو...س من چی؟! با خنده گفتم _وسط خیابونیم هااا در کمال ناباوری من ، الکس بوسـ....ـه خیلی نرمی روی لبـ........کاشت و گفت – یه آبدارش ، طلبت.. فقط آروم خندیدم که دستش و روی چشمام گذاشت – به زودی زن من میشی شب بغل من می‌خوابی! شب سرت و میزاری روی سینه خودم. و بعد دیگه نمیزارم یه دیقه بری مشتی به قفسه سینش زدم از روی پاش پاشدم نشستم سرجام ... _بعدا تلافیش رو سرت در میارم کوچولو... فکر نکن قصر در رفتی هااا! با حرص لب زدم +الکس برووو ماشین و روشن کرد _ببین فردا میام دنبالت باهم در مورد یه چیزایی دیگه تصمیم بگیریم... +باشه... دیگه هیچ حرفی نزد فقط یک کوچه فاصله داشت تا به خونه زیاد دور نبودیم ... دم در خونه نگه داشت خواستم پیاده شم که دستمو گرفت امروز این دفعه دوم بود این کار رو میکرد... برگشتم سمتش خسته شده بودم میخواستم برم بخوابم ... به صورت علامت سوال اشاره کردم"چیه" _یادت نره گفتم فردا میام دنبالت بهونه نیاری بعد بگی نیمتونم ... باشه . حوصله جر و بحث نداشتم و گفتم باشه . رفتم داخل بالاخره صدای تیر کاف اش نشون داد که رفته. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_214 _الان ام بزار برم به کارم برسم میخوام برم خونه خوابم میاد ... خواستم برم
آروم آروم آهسته وارد خونه شدم دعا دعا میکردم فقط آبان بیدار نشده باشه ببینه من نیستم ... وارد خونه شدم دیدم نه تفلک غرق خواب هست ، دنیا رو آب ببره متوجه نمیشه ... لباسمو در اوردم روی کاناپه انداختم کنار آبان روی تشک خوابیدم ... چشمام و بسته بودم ... صدای نوتیف گوشیم اومد . به فکر اینکه شاید از مخابرات باشه بیخیال شدم ... ولی دوباره پیام اومد برام. صفحه گوشی رو روشن کردم دیدم ؛... "خیلی دوست دارم " خیلی دلم میخوادت تورو ، ازت ممنونم که اومدی ببینمت با اینکه دلم هنوز پیشته .... شبت بخیر خانووم کوچولو مواظب خودت باش فردا میبینمت . با این پیامش دلم هری ریخت پایین انقدر هیجان زده بودم که بی جواب گذاشتم .. کاش میشد به جای قلبم دمپایی پلاستیکی گذاشت تو فکر بودم انقدر فکر کردم که متوجه نشدم کی خوابم برد... * صبح با نوری که تابیده بود تو چشمام بیدار شدم نگاهی به دور و بر کردم ... خوب که دقت نگاه کردم دیدم آبان نیست ! معلوم نیست کجا بود .. کش و قوصی به خودم دادم دنبال گوشیم میگشتم ، پیداش کرم تو دستم بود که نوتیف گوشیم اومد ، بازش کردم الکس بود لبم و گاز گرفتم و به پیامش نگاه کردم.. _بیدار شدی زنک بزن... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شـــبتون بخیــر گلا🤍🌸
صــبحت بخیر بلا ..🥺🩷🍨
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطوری براتون توضیح بدم.... ؟!.🤍🌱
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توو خاک و گلدون، منو باد و بارون :)🤍🌊 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حلال زاده به داییش میره 🤌😅🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon