"مــحزونِ شــاعر "فورنده گل
#شب_های_قدیمی #PART_230 _چشم تو نشنیدم! اخمام گره خورد تو هم چقدر پرو بود این یارو آخه به او
#شب_های_قدیمی
#PART_231
پوفی کشیدم
تو ماشین جا گذاشته بودم
هوش و حواس نزاشته بود برام
برگشتم سمتش
+سوویچ
چیزی نگفت
دستمو جلوش تکون تکون دادم
+آقا با شمام ، میگم سوئیچ و بده...
محکم لب زد
_لازم نیست
وا
به سمت آسانسور هدایتم کرد
+وایسا ببینم کجا داریم میری؟ کیفم تو ماشینته...
در رو باز کرد با چشماش به داخل اشاره کرد
پچ زد
_برو داخل بچه ...
چرا هرچی میگفتم متوجه نمیشد میخواست فقط من و به ورژن بی اعصابم برسووونه
دستشو پشت کمرم گذاشت هدایت کرد به داخل آسانسور
خواستم دهن باز کنم چیزی بگم زود متوجه شد انگشت اشاره شو گذاشت روی ل_بم
با چشمای گرد نگاهش میکردم
که از پشتش کیفم رو اورد جلو چشمام
_بفرمااایدد فقط غر نزن باشه خوشگلم
چقدر راحت با حرفاش خام میشدم
اصلا کلا یاذم رفت رفتار های چند دقیقه پیش رو
دستمو گذاشتم روی دستش اوردم پایین کیف مو گرفتم ازش...
آسانسور بالاخره واستاد ، اومدیم بیرون
وسط سالن پاساژ واستاده بودیم برگشت سمتم
_خب چی بریم بخرین؟!
+فرقی نداره!
_هرچی بانو دستور بدن
چرا این مودی بود تا یک ساعت پیش داشت به کشتن مون میداد نه به الان که اینجوری صحبت میکرد ....
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده گل
خدا جای هرچی که نداشتم ، توروداد بهم♥️😭
492.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه تاز مژه هاتو به تموم پسرای این شهر نمیدم قربونت برمم:)🫀🥲
"مــحزونِ شــاعر "فورنده گل
شبتون بخیر خوشگلاا🙃✨
شبت بخیر عزیزم🫂🤍