eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.7هزار دنبال‌کننده
115 عکس
468 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
که نیاد اشک از چشم..💧
من از عاشق تو بودن😆🫵🏻
" قرار نیست خسته بشمم.. "
بریم پارت بخونیمممم؟!😁💢
اونم یه پارت شبگاهیییی..🥱☘️>
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_237 میدونستم شوخی میکنه ولی وقتش بود خودمم یه قدمی واسه این زندگی بردارم وقت
سکوتش منو می‌ترسونه استرس داشتم سمتم خیز برداشت ناخودآگاه رفتم عقب با هر یک قدمی که میرفتم عقب اون محکم یک قدم میومد جلو تو این سکوت سنگین فقط صدای کفش هامون روی پارکت های خونه پیچیده بود ... انقدر رفتم عقب برخورد کردم با دیوار پشت سرم _منو چرا داری اذیت میکنی چرا داری حالمو بد میکنی هووم؟ تو مگه نمیدونی من چقدر دوست دارم هااا پوزخندی زد _نچ ! متوجه نمیشی نمیدونی که اگر میدونستی این حرف ها رو نمیزدی الان من شدم تقصیر کار مقصر من بودم من که حاظر بودم شب بغ/لش بخوابم ولی نمی‌شد چرا؟! خووودمم دلیل قانع ای نداشتم . چشمام گرد شده بود به خاطر حرفاش داشت اشکم در میومد چرا فک میکرد فقط خودش عاشقه؟! نزاشتم اشک مو ببینه فکر میکرد ازش میترسم و کارش و راحت انجام میداد فکم و گرفت اروم زل زد تو چشمام _دارم میگم میخوامت نفهم میخوامت ... با این حرفش لرزیدم با تته پته گفتم +ال..الکس نکن ... تا به خودم بیام خم شد و..... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_238 سکوتش منو می‌ترسونه استرس داشتم سمتم خیز برداشت ناخودآگاه رفتم عقب با
پارت 238 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫🚷 چنل زیر میزاریم❤👇🏾 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 بدون محـ ـدودیت بخون...♨️🙈 ☝🏿 بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونی😘👇 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شبتون بخیر✨🙃
روز بخیر نانایَم:)🥺💕