eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.8هزار دنبال‌کننده
134 عکس
631 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
‌سلامم🩵🐳
بریم بی مقدمه پارت بخونیم؟😈🔥
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_274 #پارت_بعدی https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 https://ei
شونه ای بالا انداخت.. بی تفاوت پچ‌زد: - جدی بودم.. یا بـ..ـوسم می‌کنی ، یا همینجا تو بغلم میمونی!! داشت گریم می‌گرفت دیگه.. اگه یه وقت آبان میومد و مارو اینجوری میدید چی؟! بیچاره بودیم.. سعی کردم راضیش‌ کنم.. - الکس مسخره‌ بازی درنیار.. بیا بریم بعداً قــووول میدم انجام میدم! مصمم‌ بود.. بی تفاوت بهم نگاه میکرد.. چاره ای نداشتم! نفس عمیقی کشیدم.. تو یه حرکت بـ..ـوسه ای کوتاه و سریع رو لپش زدم و سرمو عقب کشیدم.. بدون اینکه بهش نگاه کنم با برداشتن ظرف کیک از بغلش بیرون پریدم! صدای خنده‌ش میومد.. حس میکردم از لپام‌ داره آتیش بیرون میزنه.. وارد حال شدم.. اهورا انکاری منتظر ما بود... زیر نگاه آبان و اهورا کیک رو به اهورا و آبان تعارف کردم بعدشم برای خودم برداشتم ... لحظه ای بعد الکس اومد .... با دیدن اینکه من روی مبل جدا تنها نشسته بودم جلو تلوزیون لبخندی زد و جلو اومد! سرشو برگردوند! با صدای آرومی پچ زد؛ _خوشم اومد از کارت ... جایزه اش باشه برای آخر شب .! حس کردم لپام‌ سرخ شد... بدون اینکه نگاش کنم کیک مو خوردم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_275 شونه ای بالا انداخت.. بی تفاوت پچ‌زد: - جدی بودم.. یا بـ..ـوسم می‌کنی ،
همه گی باهم نشسته بودیم فیلم میدیدم عجب مثلا این دونفر از نظر آبان رئیس و دست یار رئیس من بودن ولی اصلا اینجوری نبود آبان خنگم انگار نه انگار ... تموم مدت نگاهم به تلوزیون بود داشتم کیکم میخوردم احساس کردم نگاه سنگین و خیره ای روم هست یه نگاه به آبان بعد اهورا انداختم ولی اونا پشت شون به ما بود و خیره بودن به صحفه تلوزیون برگشتم دیدم اون نگاه سنگینی که حس میکردم الکس بوده . دهنم پر بود از کیک باد کرده بود مات و مبهوت به اون دوتا گوی مشکی رنگ زل زده بود با کاری که کرد سرخ شدم مچ دستمو گرفت به سمت دهنش برد و ... تیکه کیکی که دستم بود و دهنی بود رو خورد کیک شکلاتی مو خوردش نهههه! خیره شده بود به صورت برزخ من بــ...وسه آرومی روی انگشت های دستم زد . ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه تعریف قشنگی کرده امیر علی نبویان 🤍🌱 عشقتون پایدااار❤️‍🩹😭 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم‌عاشق‌دروغ‌نمیگوید....🤎🫀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی‌اگر‌بهایش‌جانم‌باشد...🤎😪 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
روز همه مو فرفری ها با تاخیر مبارک🥹✨