2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگم گلم کو؟
گلم من بی تو کم تحملم!😮💨♥️
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیش شما شازده خانووم🫂♥️
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تموم خاطراتت باهاش تو نگاهش میشه دید!🥲🤍
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عادی جلوه میدی ولی من که میدونم دوسم نداری!😏😅
#بامدادخمار2
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرجا بودم به تو فکر کردم!🫠🫠
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابا جونم به جونت وصله:)🥲
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_429 با این حرفش چشمام گرد شد از صورت من این برداشت و کرد؟ آروم لب زدم -گریه
##شب_های_قدیمی
#PART_430
دلیل اینکه الان نگرانم هست و نمیفهمم
اگر برات مهم بودم و نگرانم بودی چند روز نمیذاشتی و میرفتی و هیچ خبری ازت نباشه!
ترسناک تر از این موضوع این بودش که نه خبری از الکس بود نه مارتینو!
پا تند کردم به سمت آشپزخونه رفتم ، آبان بهم گفته بود کیک خیس شکلاتی درست کرده
با یاد اون همه چی یادم رفت
پشت سرم سریع اومد
محل بهش ندادم چون فقط یه چی تو ذهنم بود [کیک شکلاتی]
وقتی دید جوابش رو ندادم بلند غرید؛
- دارم باهات حرف میزنم کاترینااا
در یخچال رو بستم ظرف کیک دستم بود خونسرد یک تیکه کیک برداشتم گذاشتم دهنم
با دهن پر گفتم
-بله؟!
خیلی سعی میکرد سرم داد نزنه
-چرا اینا رو خوردی و تا الان خواب بودی؟!
خسته شده بودم انقدر سوال پیچ میکرد دوست داشتم توجه شو
ولی ؛...
بعد این دو روز فکر میکنم زیاد نباید جدی بگیره!
چشمامو تو حدقه چرخوندم
_الکس بس میکنی دردی که دارم به خودم...
نذاشت جمله ام کامل شه
انشگت اشاره شو روی لبم گذاشت و اجازه حرف زدن نداد بهم
آروم گفت؛
_همه چی تو اول به من مربوطه بعد به خودت
اینو تو گوشت فرو کن!
زیر لب برو بابایی گفتم
به سمت دیکه ای رفتم تا فقط از الکس دور شم
تند تند با پای گچ شده ام راه میرفتم
تا خم شدم چاقو بردارم از روی میز
تعادلم رو از دست دادم
نزدیک بود فکم خورد شه اما قبل از این ؛....
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
##شب_های_قدیمی #PART_430 دلیل اینکه الان نگرانم هست و نمیفهمم اگر برات مهم بودم و نگرانم بودی چن
#شب_های_قدیمی
#PART_431
قبل از اینکه پخش زمین بشم و داغون
الکس از زیر بغلم گرفت منو
با کمک خودش بلند شدم سر و وضع خودمو مرتب کردم!
انکار نه انکار !
خواستم بشقاب کیک رو بردارم
که الکس زودتر از من برداشت
با عصبانیت گفتم؛
-اون بشقاب کیک رو بده من
اون برعکس من الان خونسرد بود
-داری با خودت لج میکنی؟
خسته بودم از همه بیشتر از وضیعت ای که توش بودم درگیری هایی که بود
-نیازی نیست خودم میبرم میتونم!
با ادا و اطفار گفت؛
-آره دیدم همین چند ثانیه پیش میخواستی خودتو داغون کنی!
عجب آدم احمقی بود چرا یه ذره درک نداشت
واستاده با من کل کل میکنه!عو_ضی
هیچی نگفتم اما خستگی از چهره ام مشخص بود و حال بدم از چشمام
نکاهی به صورتم انداخت
-ناراحتی؟ چیزی شده قربون اون شکل ماهت برم!؟
تو دلم پوزخندی زدم
خوب موقیعتی برای ناز خریدن پیدا کرده بود!
-اتفاقا باید ناراحت باشم ، چرا نباشم!؟ مشخصه
کلافه گفت؛
-بزار برات توضیح بدم ،
این دوروزه نبودم مامانم و خواهرم دیدی که اومده بودن ولی من باتو
اومدم شمال...
دیکه به ته خط رسیدم زده به کلی بازی
و بین حرفش پریدم
-الان داری اینارو میگی چیکار کنم؟
وظیفت نبوده که با من بیای شمال چیکاره منی که باید بیای باهام؟!!!
-گوش کن یه لحظه...
تند پریدم با داد گفتم
-نه تو گوش کن
اصلا آره حق داشتی باید پیش مامانت و.. باشی انا زنگ نمیتونی بزنی؟
پوفی کشید و دستمو ول کرد
-نه نميتونستم چون درگیر اون کارای حرو/مزا/ده بودم!
دیشب هم مامانم ازم خواست برم خونه شام بخورم و بعدش همونجا خوابم برد وگرنه میخواستم بیام شب و پیش تو !
بلاتکلیف بودم
اما سعی کزدم به روی خودم نیارم بیخیال بشم
تو صورتش نکاه کردم؛
-اکر اجازه بدی میخوام برم نسکافه درست کنم!
بیام با این کیک کوفتم کنم.
سعی میکرد خودشو کنترل کنه که نخنده
تسلیم وار دستاشو بالا برد
-بفرمایدد!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
خانواده سه نفره>>>>😭💘
عاشق خانواده های سه نفره ام اولین تجربه >>🥲💘
هرچیزی اولین بار قشنکه اولین تجربه ات از اون اتفاق و...!
مثلا اولین باری که تنها خودت و دعوت میکنی به رستوران سینما کافه و...
اولین باری که تنها مسافرت میری!
اولین باری که از کسی که خوشت میاد بهت میگه دوست داره!
اولین باری که لب ساحل قدم میزنی!
اولین باری که خودت برای خودت هدیه میخری!
اولین باری که قرار دیت داری!
اولین باری که و.....
به نظرم آدم باید همه چی رو تجربه کنه برای یک بار ، حتی جهنم رو!
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من میخوام بهشت بسازم وسط قلبت💘😭
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon