2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی مردووونه بلدی؟!👀🤍✨
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
673.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهاب و پریسا 🫶♥️
#ازیادرفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
520.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و تو زیبایی ...
به اندازه تمام غم هایی که پشت لبخندت پنهان میکنی :))🥲🤍
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حواسم نبود چقدر دوسش دارم:)💔
#پوست_شیر ✨
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی اشتباه کرد😁😤
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هما
نمونه زنی که پناه همه بود اما خودش پناهی نداشت..🥲❤️🩹
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی رو پیدا کن که مثل جمشید نجات،ازدیدنت ذوق کنه:)💘🥹
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده عزیزم
#شب_های_قدیمی #PART_149 متاسف بار سرشو تکون داد و گفت؛ +اره زنگ بزن ولی قبلش بهش پیام بده بعد تم
#شب_های_قدیمی
#PART_150
+قطع کرد....؟!
اعصاب ام خورد بود حرف ها اهورا بدتر اش کرد
با خشم عصبانیت محکم گوشیم و پرت کردم خورد به داشبورد بعد ام افتاد پایین
آرنج دوتا دستام و گذاشتم روی پام سرم داشت تیر میکشید
با دوتا دستام سرم و گرفته بودم ، چنگی انداختم به موهام آرامش نداشتم ....
تنها کسی که بهم آرامش میاد الان خودم ناراحت اش کرده بودم
سعی میکردم تحمل کنم چیزی نگم داشتم با رفتار هام عزیزای زندکیم رو ناراحت میکردم
وقتی به خودم اومدم دیدم در خونه اییم!
+پاشو پاشو خودت و جمع کن .... پاشو بریم بیا پایین ..!
از تو اینه ماشین یه نکاهی به خودم انداختم
این من بودم..؟!
آخرین باری که این شکلی بودم زمانی بود رفیق مو 6 سال پیش از دست دادم ....
به یاد اون دوباره بغض اومد سراغم ام
چشمام قرمز بود ، موهام ژولیده و پولیده لباسام نامرتب بود اصن این من نبودم ...
در ماشین سمت من باز شد یهویی دیدم دیار عه.
لبخند روی لبش بود وقتی من و دید چهره اش عوض شد ...
نچ ایی کرد
+الکس داری میری رو مخ ام منم صبر دارم تا یه حدی میتونم تحمل کنم یهو دیدی زدمت هاااااااا
حق داشت خیلی اذیت اش کردم
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده عزیزم
#شب_های_قدیمی #PART_150 +قطع کرد....؟! اعصاب ام خورد بود حرف ها اهورا بدتر اش کرد با خشم عصبانی
#شب_های_قدیمی
#PART_151
از ماشین اومدم پایین دیار خودش همه اونایی که خریده بودیم و اورد ....
تو آسانسور یه نگاه کلی به جزئیات کردم واقعن خیلی قشنک بودن ولی ...
اگر دلش باهام صاف نشه چی ؟!...
از این میترسیدم ، ترس داشتم وجودم از ترس و استرس بود ....
+داداش خودتو مرتب کن ....
بی حال بودم اصن حال نداشتم دیار ام دلش خوش بود تو این موقعيت....
به حرفش اهمیت ندادم که خودش دست به کار شد و موهام و لباسام و مرتب کرد
دوتا چک اروم امم زد به صورت ام تا حالم جا بیام و واقعن ام به خودم اومدم
جلوی من واستاده بود ادا و اطفار در میآورد برای من
دوتا سر انگشت هاشو بهم چسپیده بود چشماش ام بسته بود حرف ام میزد ...
من فقط به این نگاه میکردم هیچ عکس و العملی نشون نمیدادم ..
+اینجوری داداش ....
نفس عمیق بکش بعد چند ثانیه رهاش کن ...
هووووف
دوباره
نفس عمیق کشید و....
چشماشو باز کرد دید من ور ور دارم نگاش میکنم
هیچ ایی ام نمیگم
نا امید شدش اینم ناراحت کردم من دیقااا دارم چیکار میکنم ؟!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده عزیزم
#شب_های_قدیمی #PART_151 از ماشین اومدم پایین دیار خودش همه اونایی که خریده بودیم و اورد .... تو
دوتا پارتی که قرار بود عصر بزارم و نشد ...😁❤️🩹