eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
1.8هزار دنبال‌کننده
117 عکس
533 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی 🌑🤍✨ #PART_159 پارت جدید رمان به دلیل هیجانی بودن در کانال زیر قرار گرفتع ❤️‍🔥💚👇 http
که یهو صدای خشن الکس اومد _چه خبره؟ یکه خوردم ، اومده بود دنبالم قلبم از خوشحالی بود که تند شد ؟ انگار یکی بهم گفت خیالت راحت باشه.... لبخند کمرنگی اومد رو لبم که کسی رو دارم و حامی باشه الان برای من ولی ؛.... یهو با دیدن سه نفر که مقابلش وایساده بودم استرس بود که روونه جونم میشد.... بزاق دهنم و قورت دادم اروم صداش زدم +الکس؟! نگاهش از اونا گرفت داد به من پلک زد میخواست بهم آرامش بذه صدای نکره ی اون عوضی می اومد _ماپیداش کردیم بزن به چاک لحن کشیدش واضح‌ و عیان بود از چی بود.... قطره اشکی از چشمم ریخت _دستتو بکش! مرده خندید که این دفعه الکس جوش اورد دوباره خشم اومد سراغش حمله کرد سمتش جیغی کشیدم دوتا میزد یکی میخورد اینکه اون مردا تو حال و هوای خودشون نبودن باعث می شد به نفع ما باشه الکس لقد آخر و زد و عربده کشید _دفعه بعد گ/وه میخورین با ناموس کسی بازی می کنی اینکه وسط این همه دلشوره و استرس به خاطر کلمه "ناموس" داشت قند تو دلم آب میشد عجیب بود !نه؟! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_160 که یهو صدای خشن الکس اومد _چه خبره؟ یکه خوردم ، اومده بود دنبالم قلبم ا
اومد سمتم دستمو گرفت دنبال خودش کشید دیگه نیمدونستم لج کنم امروز کلا خراب کاری کرده بودم همش .... محکم هولم داد تو ماشینش همین‌که نشستم در و به هم کوبید دور زد و خودش نشست پشت فرمون ولی ماشین و روشن نکرد نفس عمیق و عصبی مکشید با مشت دو سه باری کوبید روی فرمون یه بارم دست کشید پشت گردنش رگای روی صورتش هنوز برجسته بودن برگشت نیم نکاهی بهم انداخت پیشونیش زخم شده بود گوشه شالمو گرفتم بردم سمتش که خونش رو پاک کنم که عقب کشید . چیزی نمیگفت عذاب وجدان گرفته بودم برای همون خودم این بار صداش کردم؛ +الکس حتی نیم نگاهی بهم انداخت ماشینش و روشن کرد نفسای عصبی می‌کشید هنوزم، خودم و مقصر میدونستم بابت لجبازی کردنم پاشو گذاشته بود روی پدال گاز میترسیدم ولی باید آرومش میکردم وگرنه اینطوری بد میشد برای دوتا مون .... با لحن ملایمی گفتم؛ +الکس جان! دندوناش رو بهم سابید _اینطوری صدام نزن! ابروهام بالا پرید بدش می اومد اسمشو میگفتم +ببخشید جناب ... نمی‌دونستم بدتون میاد ... میخواستم ارومتون کنم ... تو یه حرکت ناگهانی ماشین و کنار خیابون نگه داشت ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید‌ زنای دیگه از جواهر خوشحال شن اما من نه ! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
♥️یه نکته بگم راجب مدل پارت گذاشتن رمان ؛...♥️ ●یک روز 4 تا پارت گذاشته میشه . ●ساعت 00:00 دقیقه 2 پارت جدید گذاشته میشه. ●در طول روز ساعت مشخصی نداره هرموقع اماده باشه گذاشته میشه ... دو پارت میزارم و اکثر اوقات از 6 عصر به بعد گذاشته میشه ، گاهی اوقات مثل امروز زودتر میزارم ✨🤌 جهت اطلاع رسانی به شما زیبارویان 🥲🤍
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاییز امسال ادامه داره❤️‍🩹🙃 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میون دوتا دلبر، کدومو انتخاب کنم؟!👀🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
20 دقیقه دیگه میام فعالیت میکنم دمتون گرم بمونین برامون💗🤌🥲
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی که اینجوری مراقب ات باشه >>>🫠💗 منو بسپار.. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که بهم میومدن✨✨🛐>>> ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon