eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
1.8هزار دنبال‌کننده
117 عکس
533 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که بهم میومدن✨✨🛐>>> ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
00:00😭❤️‍🩹
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_161 اومد سمتم دستمو گرفت دنبال خودش کشید دیگه نیمدونستم لج کنم امروز کلا خ
شب های قدیمی پــارتِ جــدید اومــد... ولی این یکی فرق داره! 😵‍💫🔥 هیجانی‌تر از همیشه نفس‌گیرتر از قبل و خطرناک‌تر از چیزی که فکرشو می‌کنید… ♨️🫀 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 ⛔️ حذفیات قطعی ⛔️ انتشار محدود ⛔️ بدون بازپخش در چنل اصلی فقط کسایی می‌بینن که جا نمونن… 🌪️💚 عضو نشی = از دستش دادی! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
شب های قدیمی #PART_162 پــارتِ جــدید اومــد... ولی این یکی فرق داره! 😵‍💫🔥 هیجانی‌تر از همیشه نفس‌
شب های قدیمی پــارتِ جــدید اومــد... ولی این یکی فرق داره! 😵‍💫🔥 هیجانی‌تر از همیشه نفس‌گیرتر از قبل و خطرناک‌تر از چیزی که فکرشو می‌کنید… ♨️🫀 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 ⛔️ حذفیات قطعی ⛔️ انتشار محدود ⛔️ بدون بازپخش در چنل اصلی فقط کسایی می‌بینن که جا نمونن… 🌪️💚 عضو نشی = از دستش دادی! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی من قول میدم همیشه واسه خوشحالیت ذوق کنم...🥹💘 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای نخستین بار که تورا دیدم از چشمانت " دلباختم" ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoo
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گشنه خوشبختی،حالِ خوب..❤️‍🩹🪷 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
پارت بخونیـــم عزیزدل ؟:)💕
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
شب های قدیمی #PART_163 پــارتِ جــدید اومــد... ولی این یکی فرق داره! 😵‍💫🔥 هیجانی‌تر از همیشه نفس‌
جلوی در خونه پارک کرد امروز تا برسیم راه انگار پنج شیش برابر شده بود ... دستمو بردم سمت در ، تا پیاده شم . گفت؛ _وایسا باهم برییم برو بابایی نثارش کردم و رفتم پایین از ماشین در رو با کلید هایی که داده بود دستم باز کردم پشت سر من دنبالم اومد سوار آسانسور شدیم هر دو _قهری؟ جواب ندادم کخ با پا زد به پام _با تو ام ؟! حرصی گفتم؛ +نکن با صدای اروم گفتم که خنده روی لبش غلیظ تر شد ... _کاری نکردم فعلا ... بیشعور منحرف بهتر بود باهاش حرف نزنم اصلا بی شخصیت اون همه ادمی که از ابهت و جدیت حرف میزدن احمق بودن ... نزدیک رسیدنمون به طبقه خونه بود لب زد _گل من ! پوفی کشیدم اصلا حوصله ی بحث باهاش نداشتم رو مو برگندوندم به یه سمت دیگه _پس قهری ...! نمیدونستم چیکار کنم ولکنم بشه ... ولم نمیکرد باید جدی باهاش حرف میزدم آسانسور وایستاد اول من رفتم بیرون بعد اون ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon