eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.7هزار دنبال‌کننده
127 عکس
510 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوچ میکنم به خاطرات تو 🤍🕊 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
پارت آوردم براتون ، چه پارتی 😌😂💃
فقط شرطش اینه ، با قر بیاید بخونیدش 😍😂🔥
پــارت در حال تــــایپ ..🤍✍🏻
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_183 بیشعور سرم و‌چسبوندم به سینه لـ...خـ.....تش داغ بود لبم و گاز گرفتم
+کاری نداشته باش باهام.! سر کج کرد با شیطنت نگام میکرد مرموز خیره شده بود بهم و گفت؛ _کار ؟ چیکار مثلا ؟ کار نداشته باشم یعنی چی؟ خودش میدونست منظورمو خودشو میزد به کوچه علی چپ ، مرتیکههه چشم غره ای بهش رفتم و کفتم؛ +الکسس لب زد؛ _جان دل الکس ، جوجه الکس تووییی فقطط ترسیده بهش نگاه میکردم ، نمیدونم این چه حالی بود استرس داشتم ... بی توجه بهم خودشو جلو کشید بوسه اروم و عمیقی روی پیشونیم کاشت ... از گرمای لـ ـبش‌ چشم بستم.. آتیش گرفتم خوبه بهش گفته بودم کاری باهام نداشته باش ،اهههههه! سرشو لای موهای خرمایی و بلندم برد ... عمیق بو کشید! _آخ جـاانم.. بوی گل میدی دخترم! ناخودآگاه از تعریفش لبخندی زدم ... شنيدن این حرف اونم از زبون این آدم ، یجورایی برام خوشایند بود! انگار لبخندمو دید ... دستش بالا اومد و گونه مو نوازش کرد ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_184 +کاری نداشته باش باهام.! سر کج کرد با شیطنت نگام میکرد مرموز خیره شده بود
دستش بالا اومد و گونه مو نوازش کرد ... _الکس فدای خنده‌های شیرین و خوشگلت بشه کاتریناام تو فقط برام بخند من جون میدم برات ، قربوونت برم من! خجالت زده چشم ازش دزدیدم... دستش دور کمـ ـرم‌ خزید.. به خودش چسـ ـبوندم! _ازت که دور میشم ، به جنون میرسم کاترینا.. دیوونه میشم.. دوست دارم به عالم و آدم حمله ور شم.. می‌خوام همش پیشم باشی ور دلم... من دوست دارم بدون تو نمیتونم تو اگر یه روز نباشی کنارم من تورو نبینم دق میکنم.... دلم قنج رفت ... ته دلم قیلی ویلی شد اگر ادامه می‌داد آب قند لازم داشتم ... نا خود آگاه گفتم؛ +خدانکنه... لبخندی زد من یه دختر 20 ساله بودم... اولین بار بود یه همچین حرفایی از زبون یه مرد می شنیدم !! همینو به زبون اوردم ... +تو ... تو اولین مرد هستی که اینا رو بهم میگی ... الکس! یهو اخماش تو هم پیچید... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من حقمه زیبا تموم شو:)♥️🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
پارت اوردم براتونا🎬🎯 . .
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_185 دستش بالا اومد و گونه مو نوازش کرد ... _الکس فدای خنده‌های شیرین و خوشگل
به کمرم فشاری اورد و.. _باید ام آخرین نفرتم باشم کاترینا ... فهمیدی؟! جز من کسی این حرف هارو بهت بزنه زبونش و میببرم ... چرا یهو اخلاقش عوض میشد؟! گنگ و ترسیده تند تند تایید کردم... دوباره مهربون شد !!! تغیر مود تو صدم ثانیه، یعنی الکس _جدی میگم هااا بیچاره میکنم کسی که بخواد این حرفا رو بهت بزنه فقط و فقط با من حق داری از این حرفا بزنی باشه فسقلیم؟! بی حرف سرتکون میدادم ... چشماش پایین اومد ... انگشتش روی گونه ام کشیده شد . _می‌خوام ببـ.. ـوسمت.. با تعجب نگاش کردم ... ولی چرا؟؟؟! اون به من محرم نبود ... بغلم نباید میکرد .. تا همینجا هم زیاده روی کرده بود! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon