الان داشتم دوباره پیامامونو میخوندم 🥲💔
انقدر چرت و پرت به طرف گفتم فک کنم به خاطر حرفای... رفت 😂
دو دیقه خوشحال بودیم 5 دیقه دعوا میکردیم
وای پیامای روز آشنایی مون و خوندم
واقعا الان خجالت میکشم تو چشاش نگاه کنم
منو و اون چقدر بیحیا بودیم
همیشه چرت و پرت میگفتم یا حرف از رفتن میزدم
میگف بخدا میزنم در گوشت
همیشه درحال زدن من بود
اما پشت گوشی 😂🎀
رو در رو تو چشای همم نمیتونستیم نگاه کنیم
برای اولین بار زدمش
ولی خیلی بیشعور بود 😭😅
خم نشد بزنم پشت گردنش
دهکده ده نودیا
خب نوبتی هم باشه نوبت معرفیه مالک نازی خانوم(خودم) ادمین گمنام ادمین رقیه وناشناس هاشون مالک http
بیاین ناشناس حرف بزنیم
حرفی داشتید در خدمتم
وقتی داری میمیری ولی نمیتونی از هئیت بگذری 😫😂
دارم سرپا جون میدم
اینا هم کولر و کم نمیکنن 😭
از هئیت مستقیم بیمارستان
اولورمم
دهکده ده نودیا
ولی بعد ۳روز اومدم زنجان حال وهواش به دلم نمیشینه🥲😂💔
دهکده ده نودیا
ماشالا
بخدا من مریض نمیشم نمیشم شدنی هم همه مریضی هارو باهم میگیرم
ولی خوبه همه چی مون شبیه همه 😂
اونم نافش میوفته
اونم تو دلش آب میمونه
اونم هی سرما میخوره
گرمم باشه سرمامیخوره
تو دیوونگی دوتامون مدال داریم
فرقمون اینه اون همه چی میخوره
من زلیل شدع چیزی نمیخورم